authoresses

[ایالات متحده]/ɔːθəˈrɛsɪz/
[بریتانیا]/awˈθoʊˌrɛsiz/

ترجمه

n. نویسندگان زن

جملات نمونه

many authoresses have made significant contributions to literature.

بسیاری از نویسندگان زن مشارکت‌های قابل توجهی در ادبیات داشته‌اند.

the authoresses of the novel are well-respected in the literary community.

نویسندگان زن رمان در جامعه ادبی بسیار مورد احترام هستند.

some authoresses prefer to write under pseudonyms.

برخی از نویسندگان زن ترجیح می‌دهند زیر نام مستعار بنویسند.

authoresses often face unique challenges in the publishing industry.

نویسندگان زن اغلب با چالش‌های منحصربه‌فرد در صنعت نشر روبرو هستند.

there are many famous authoresses in contemporary fiction.

بسیاری از نویسندگان زن مشهور در داستان‌های مدرن وجود دارند.

authoresses have been pivotal in shaping feminist literature.

نویسندگان زن در شکل‌دهی ادبیات فمینیستی نقش مهمی داشته‌اند.

the conference featured several renowned authoresses as speakers.

این کنفرانس چندین نویسنده زن مشهور را به عنوان سخنران معرفی کرد.

many authoresses draw inspiration from their own life experiences.

بسیاری از نویسندگان زن از تجربیات زندگی خود الهام می‌گیرند.

readers often appreciate the unique perspectives of authoresses.

خوانندگان اغلب دیدگاه‌های منحصربه‌فرد نویسندگان زن را ارزیابی می‌کنند.

some authoresses have created iconic characters in literature.

برخی از نویسندگان زن شخصیت‌های نمادین را در ادبیات خلق کرده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید