autocorrect

[ایالات متحده]/ˌɔːtəʊkəˈrekt/
[بریتانیا]/ˌɔːtoʊkəˈrekt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تصحیح خودکار (به‌ویژه تصحیح غلط‌های املایی یا تایپی، اغلب توسط یک دستگاه یا نرم‌افزار)
v. به طور خودکار چیزی را تصحیح کردن (به‌ویژه متن) با استفاده از یک دستگاه یا نرم‌افزار

عبارات و ترکیب‌ها

turn off autocorrect

خاموش کردن تصحیح خودکار

enable autocorrect

فعال کردن تصحیح خودکار

autocorrect is annoying

تصحیح خودکار آزاردهنده است

autocorrect changed it

تصحیح خودکار آن را تغییر داد

autocorrect keeps changing

تصحیح خودکار دائماً تغییر می‌دهد

autocorrect failed again

تصحیح خودکار دوباره شکست خورد

autocorrect messed up

تصحیح خودکار خراب کرد

autocorrecting my words

کلمات من را در حال تصحیح خودکار

autocorrected my text

متن من را به صورت خودکار تصحیح کرد

autocorrects every time

هر بار تصحیح خودکار می‌کند

جملات نمونه

my phone’s autocorrect keeps changing my name in emails.

دستگاه تلفن من به طور خودکار نامم را در ایمیل‌ها تغییر می‌دهد.

i turned off autocorrect to stop embarrassing typos in texts.

من به طور خودکار تصحیح را خاموش کردم تا از اشتباهات خجول کننده در متن جلوگیری کنم.

autocorrect suggested a better word, so i accepted the correction.

به طور خودکار یک کلمه بهتر پیشنهاد کرد، بنابراین من تصحیح را پذیرفتم.

his autocorrect changed the message, and the tone sounded rude.

به طور خودکار پیام را تغییر داد و لحن آن بی‌ادبانه به نظر می‌رسید.

autocorrect mistakes can ruin a professional chat.

اشتباهات خودکار می‌تواند یک چت حرفه‌ای را خراب کند.

i rely on autocorrect when i type fast on a small keyboard.

من به طور خودکار زمانی که سریع روی صفحه کلید کوچک تایپ می‌کنم، اعتماد می‌کنم.

autocorrect doesn’t recognize slang, so it “fixes” it incorrectly.

به طور خودکار اصطلاحات عامیانه را تشخیص نمی‌دهد، بنابراین آن را به درستی “تصحیح” می‌کند.

after the update, autocorrect became more aggressive than before.

پس از به‌روزرسانی، به طور خودکار نسبت به قبل تهاجمی‌تر شد.

autocorrect learned my writing style after a week of use.

به طور خودکار پس از یک هفته استفاده، سبک نوشتاری من را یاد گرفت.

i added the brand name to the dictionary so autocorrect won’t change it.

من نام تجاری را به فرهنگ لغت اضافه کردم تا به طور خودکار آن را تغییر ندهد.

autocorrect can be helpful, but i still proofread before sending.

به طور خودکار می‌تواند مفید باشد، اما من هنوز قبل از ارسال آن را تصحیح می‌کنم.

she blamed autocorrect for the wrong address in the delivery note.

او تقصیر ارسال آدرس اشتباه در یادداشت تحویل را به طور خودکار متهم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید