automobilist lifestyle
سبک زندگی راننده خودرو
experienced automobilist
راننده خودرو با تجربه
passionate automobilist
راننده خودرو مشتاق
automobilist community
جامعه رانندگان خودرو
racing automobilist
راننده خودرو مسابقهای
classic automobilist
راننده خودرو کلاسیک
young automobilist
راننده خودرو جوان
skilled automobilist
راننده خودرو ماهر
female automobilist
راننده خودرو زن
international automobilist
راننده خودرو بینالمللی
the automobilist drove carefully through the rain.
راننده با احتیاط از میان باران عبور کرد.
every automobilist must obey traffic laws.
هر راننده باید از قوانین راهنمایی و رانندگی پیروی کند.
the automobilist was praised for their safe driving.
راننده به خاطر رانندگی ایمن مورد تحسین قرار گرفت.
many automobilists prefer electric cars for their efficiency.
بسیاری از رانندگان اتومبیلهای برقی را به دلیل کاراییشان ترجیح میدهند.
an automobilist should always wear a seatbelt.
هر راننده باید همیشه از کمربند ایمنی استفاده کند.
the automobilist checked their mirrors before changing lanes.
راننده قبل از تغییر مسیر آینههای خود را بررسی کرد.
being an automobilist requires responsibility on the road.
رانندگی مسئولیت در برابر جاده را میطلبد.
the automobilist encountered heavy traffic during rush hour.
راننده در ساعات شلوغی با ترافیک سنگین روبرو شد.
road safety campaigns target automobilists to reduce accidents.
کمپینهای ایمنی جاده هدف قرار دادن رانندگان برای کاهش حوادث.
the automobilist enjoyed a scenic drive through the countryside.
راننده از رانندگی در یک مسیر دیدنی در حومه شهر لذت برد.
automobilist lifestyle
سبک زندگی راننده خودرو
experienced automobilist
راننده خودرو با تجربه
passionate automobilist
راننده خودرو مشتاق
automobilist community
جامعه رانندگان خودرو
racing automobilist
راننده خودرو مسابقهای
classic automobilist
راننده خودرو کلاسیک
young automobilist
راننده خودرو جوان
skilled automobilist
راننده خودرو ماهر
female automobilist
راننده خودرو زن
international automobilist
راننده خودرو بینالمللی
the automobilist drove carefully through the rain.
راننده با احتیاط از میان باران عبور کرد.
every automobilist must obey traffic laws.
هر راننده باید از قوانین راهنمایی و رانندگی پیروی کند.
the automobilist was praised for their safe driving.
راننده به خاطر رانندگی ایمن مورد تحسین قرار گرفت.
many automobilists prefer electric cars for their efficiency.
بسیاری از رانندگان اتومبیلهای برقی را به دلیل کاراییشان ترجیح میدهند.
an automobilist should always wear a seatbelt.
هر راننده باید همیشه از کمربند ایمنی استفاده کند.
the automobilist checked their mirrors before changing lanes.
راننده قبل از تغییر مسیر آینههای خود را بررسی کرد.
being an automobilist requires responsibility on the road.
رانندگی مسئولیت در برابر جاده را میطلبد.
the automobilist encountered heavy traffic during rush hour.
راننده در ساعات شلوغی با ترافیک سنگین روبرو شد.
road safety campaigns target automobilists to reduce accidents.
کمپینهای ایمنی جاده هدف قرار دادن رانندگان برای کاهش حوادث.
the automobilist enjoyed a scenic drive through the countryside.
راننده از رانندگی در یک مسیر دیدنی در حومه شهر لذت برد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید