awacs aircraft
هواپیمای اواکس
awacs system
سیستم اواکس
awacs radar
رادار اواکس
awacs mission
مأموریت اواکس
awacs plane
هواپیمای اواکس
awacs flight
پرواز اواکس
awacs surveillance
نظارت اواکس
awacs operation
عملیات اواکس
awacs crew
تیم اواکس
awacs control
کنترل اواکس
the awacs aircraft circled over the battlefield.
هواپیمای اواکس در بالای میدان نبرد میگردد.
awacs radar can detect enemy planes at long range.
رادار اواکس میتواند هواپیماهای دشمن را در فاصلههای طولانی تشخیص دهد.
the awacs mission lasted for six hours.
مأموریت اواکس شش ساعت طول کشید.
nato uses awacs surveillance for air defense.
ناتو از نظارت اواکس برای دفاع هوایی استفاده میکند.
awacs data was transmitted to ground command.
دادههای اواکس به فرماندهی زمینی ارسال شد.
the awacs crew worked in shifts.
تیم اواکس به صورت تکمیلی کار میکردند.
awacs support proved crucial during the operation.
پشتیبانی اواکس در طول عملیات حیاتی ثابت شد.
the awacs plane provided early warning.
هواپیمای اواکس هشدار اولیه را فراهم کرد.
awacs coverage extended across the entire region.
پوشش اواکس در تمام منطقه گسترش یافت.
military officials analyzed the awacs information.
مسئولان نظامی اطلاعات اواکس را تحلیل کردند.
the awacs system requires specialized training.
سیستم اواکس نیاز به آموزش ویژه دارد.
awacs flights operate around the clock.
پروازهای اواکس به طور مداوم انجام میشود.
awacs aircraft
هواپیمای اواکس
awacs system
سیستم اواکس
awacs radar
رادار اواکس
awacs mission
مأموریت اواکس
awacs plane
هواپیمای اواکس
awacs flight
پرواز اواکس
awacs surveillance
نظارت اواکس
awacs operation
عملیات اواکس
awacs crew
تیم اواکس
awacs control
کنترل اواکس
the awacs aircraft circled over the battlefield.
هواپیمای اواکس در بالای میدان نبرد میگردد.
awacs radar can detect enemy planes at long range.
رادار اواکس میتواند هواپیماهای دشمن را در فاصلههای طولانی تشخیص دهد.
the awacs mission lasted for six hours.
مأموریت اواکس شش ساعت طول کشید.
nato uses awacs surveillance for air defense.
ناتو از نظارت اواکس برای دفاع هوایی استفاده میکند.
awacs data was transmitted to ground command.
دادههای اواکس به فرماندهی زمینی ارسال شد.
the awacs crew worked in shifts.
تیم اواکس به صورت تکمیلی کار میکردند.
awacs support proved crucial during the operation.
پشتیبانی اواکس در طول عملیات حیاتی ثابت شد.
the awacs plane provided early warning.
هواپیمای اواکس هشدار اولیه را فراهم کرد.
awacs coverage extended across the entire region.
پوشش اواکس در تمام منطقه گسترش یافت.
military officials analyzed the awacs information.
مسئولان نظامی اطلاعات اواکس را تحلیل کردند.
the awacs system requires specialized training.
سیستم اواکس نیاز به آموزش ویژه دارد.
awacs flights operate around the clock.
پروازهای اواکس به طور مداوم انجام میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید