axletree

[ایالات متحده]/ˈækslətriː/
[بریتانیا]/ˈæk.sləˌtriː/

ترجمه

n. محور که بر روی آن چرخ‌های یک وسیله نقلیه می‌چرخند.
Word Forms
جمعaxletrees

جملات نمونه

the axletree of the wagon needs to be repaired.

محور واگن نیاز به تعمیر دارد.

he checked the axletree for any signs of wear.

او محور را برای هرگونه علائم سایش بررسی کرد.

the axletree is crucial for the stability of the vehicle.

محور برای پایداری وسیله نقلیه حیاتی است.

they replaced the broken axletree before the trip.

آنها قبل از سفر محور شکسته را تعویض کردند.

proper lubrication of the axletree can prevent damage.

روانکاری مناسب محور می تواند از آسیب جلوگیری کند.

the axletree supports the weight of the entire carriage.

محور از وزن کل واگن پشتیبانی می کند.

during the inspection, the technician found a faulty axletree.

در طول بازرسی، تکنسین یک محور معیوب پیدا کرد.

the design of the axletree has evolved over the years.

طراحی محور در طول سال‌ها تکامل یافته است.

he learned how to assemble the axletree for the cart.

او یاد گرفت که چگونه محور را برای واگن مونتاژ کند.

the old axletree was made of solid wood.

محور قدیمی از چوب جامد ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید