azan

[ایالات متحده]/ˈɑːzæn/
[بریتانیا]/ˈæzən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اذان در یک کشور اسلامی، که پنج بار در روز گفته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

azan time

زمان اذان

hear the azan

شنیدن اذان

azan is echoing

اذان در حال طنین انداز شدن است

the azan begins

اذان آغاز می‌شود

during the azan

در طول اذان

جملات نمونه

the azan calls the faithful to prayer five times a day.

اذان، نمازگزاران را پنج بار در روز به نماز فرا می‌خواند.

hearing the azan brings a sense of peace to many.

شنیدن اذان، آرامش را برای بسیاری به ارمغان می‌آورد.

during ramadan, the azan holds special significance.

در ماه رمضان، اذان اهمیت ویژه‌ای دارد.

the azan is an important part of islamic culture.

اذان بخشی مهم از فرهنگ اسلامی است.

many people stop their activities to listen to the azan.

بسیاری از مردم فعالیت‌های خود را متوقف می‌کنند تا به اذان گوش دهند.

the azan is broadcasted from mosques around the world.

اذان از مساجد در سراسر جهان پخش می‌شود.

children learn the meaning of the azan from a young age.

کودکان از سنین پایین معنای اذان را یاد می‌گیرند.

the melodic tones of the azan resonate in the air.

آوای دلنشین اذان در هوا طنین انداز می‌شود.

people often gather at the mosque for the azan.

مردم اغلب برای اذان در مسجد جمع می‌شوند.

the azan serves as a reminder of faith and community.

اذان یادآور ایمان و اجتماع است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید