babbittings

[ایالات متحده]/ˈbæbɪtɪŋz/
[بریتانیا]/ˈbæbɪtɪŋz/

ترجمه

v. سطح یا شیئی را با فلز بابییت پوشش دادن یا اعمال کردن.
n. نوعی آلیاژ فلزی که معمولاً از قلع، مس و آنتیموان تشکیل شده و برای بلبرینگ‌ها و سایر کاربردهایی که نیاز به اصطکاک کم دارند، استفاده می‌شود.; نام یک شخص، احتمالاً از منشاء انگلیسی (Babbitt).

عبارات و ترکیب‌ها

babbittings and chatter

بابتینگ و صحبت‌های بی‌محتوا

جملات نمونه

his babbittings were filled with excitement about the new project.

صحبت‌های او مملو از هیجان در مورد پروژه جدید بود.

she often shares her babbittings during our coffee breaks.

او اغلب صحبت‌هایش را در زمان استراحت قهوه با ما به اشتراک می‌گذارد.

the babbittings of the children echoed in the park.

صحبت‌های کودکان در پارک طنین‌انداز بود.

his constant babbittings can be quite annoying at times.

صحبت‌های مداوم او گاهی اوقات می‌تواند آزاردهنده باشد.

she loves to listen to his babbittings about history.

او عاشق گوش دادن به صحبت‌های او در مورد تاریخ است.

the professor's babbittings about philosophy intrigued the students.

صحبت‌های استاد در مورد فلسفه دانشجویان را مجذوب خود کرد.

his babbittings often lead to interesting discussions.

صحبت‌های او اغلب منجر به بحث‌های جالب می‌شود.

we enjoyed her babbittings during the family gathering.

ما از صحبت‌های او در جمع خانوادگی لذت بردیم.

his babbittings about travel inspired me to plan a trip.

صحبت‌های او در مورد سفر من را به برنامه‌ریزی یک سفر الهام بخشید.

the babbittings of the old man were filled with wisdom.

صحبت‌های پیرمرد مملو از خرد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید