a bacchante's revelry
جشنی از یک باخانت
bacchantes dancing wildly
باخانتهایی که به طرز دیوانهواری میرقصند
depiction of bacchantes
تصویری از باخانتها
mythological bacchante
باخانت اساطیری
a bacchante's crown
تاج یک باخانت
bacchantes celebrating dionysus
باخانتهایی که دیونیسوس را جشن میگیرند
the bacchante's flute
فلوت باخانت
bacchantes and satyrs
باخانتها و ساتیرها
the bacchante danced wildly under the moonlight.
رقصانی باكخانت به طرز دیوانهواری زیر نور ماه میرقصید.
she wore a flowing gown like a true bacchante.
او یک لباس رها میپوشید مانند یک باكخانت واقعی.
the festival was filled with bacchantes celebrating life.
جشنواره پر از باكخانتهایی بود که زندگی را جشن میگرفتند.
he painted a scene depicting a bacchante in ecstasy.
او صحنهای را به تصویر میکشید که یک باكخانت در خلسه بود.
the bacchante's laughter echoed through the forest.
خندههای باكخانت در جنگل طنینانداز بود.
in mythology, a bacchante represents uninhibited joy.
در اساطیر، یک باكخانت نشاندهنده شادی بیپروا است.
they celebrated with wine and music like true bacchantes.
آنها با شراب و موسیقی مانند باكخانتهای واقعی جشن گرفتند.
the story featured a bacchante who defied convention.
داستان شامل یک باكخانت بود که با عرف مخالفت میکرد.
her spirit was free, embodying the essence of a bacchante.
روحش آزاد بود و جوهر یک باكخانت را در خود داشت.
the painting captured the essence of a bacchante in motion.
نقاشی جوهر یک باكخانت را در حرکت به تصویر میکشید.
a bacchante's revelry
جشنی از یک باخانت
bacchantes dancing wildly
باخانتهایی که به طرز دیوانهواری میرقصند
depiction of bacchantes
تصویری از باخانتها
mythological bacchante
باخانت اساطیری
a bacchante's crown
تاج یک باخانت
bacchantes celebrating dionysus
باخانتهایی که دیونیسوس را جشن میگیرند
the bacchante's flute
فلوت باخانت
bacchantes and satyrs
باخانتها و ساتیرها
the bacchante danced wildly under the moonlight.
رقصانی باكخانت به طرز دیوانهواری زیر نور ماه میرقصید.
she wore a flowing gown like a true bacchante.
او یک لباس رها میپوشید مانند یک باكخانت واقعی.
the festival was filled with bacchantes celebrating life.
جشنواره پر از باكخانتهایی بود که زندگی را جشن میگرفتند.
he painted a scene depicting a bacchante in ecstasy.
او صحنهای را به تصویر میکشید که یک باكخانت در خلسه بود.
the bacchante's laughter echoed through the forest.
خندههای باكخانت در جنگل طنینانداز بود.
in mythology, a bacchante represents uninhibited joy.
در اساطیر، یک باكخانت نشاندهنده شادی بیپروا است.
they celebrated with wine and music like true bacchantes.
آنها با شراب و موسیقی مانند باكخانتهای واقعی جشن گرفتند.
the story featured a bacchante who defied convention.
داستان شامل یک باكخانت بود که با عرف مخالفت میکرد.
her spirit was free, embodying the essence of a bacchante.
روحش آزاد بود و جوهر یک باكخانت را در خود داشت.
the painting captured the essence of a bacchante in motion.
نقاشی جوهر یک باكخانت را در حرکت به تصویر میکشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید