bacilluss

[ایالات متحده]/bəˈsɪləs/
[بریتانیا]/bəˈsɪlərəs/

ترجمه

n. نوعی باکتری میله‌ای شکل که اسپور تشکیل می‌دهد. ; باکتری‌ها، به‌ویژه آن‌هایی که باعث بیماری می‌شوند.

عبارات و ترکیب‌ها

bacilluss infection

عفونت باسیلوس

bacilluss contamination

آلودگی باسیلوس

bacilluss growth medium

رسانه رشد باسیلوس

bacilluss colony

کلنی باسیلوس

bacilluss identification

شناسایی باسیلوس

bacilluss resistance

مقاومت باسیلوس

bacilluss culture

کشت باسیلوس

study of bacilluss

مطالعه باسیلوس

bacilluss morphology

مورفولوژی باسیلوس

bacilluss control

کنترل باسیلوس

جملات نمونه

bacillus is a type of bacteria that can cause disease.

باسیلوس نوعی باکتری است که می‌تواند باعث ایجاد بیماری شود.

researchers are studying the effects of bacillus on soil health.

محققان در حال بررسی اثرات باسیلوس بر سلامت خاک هستند.

some bacillus strains are beneficial for human digestion.

برخی از سویه‌های باسیلوس برای گوارش انسان مفید هستند.

the bacillus bacteria can be found in various environments.

باکتری باسیلوس را می‌توان در محیط‌های مختلف یافت.

bacillus subtilis is commonly used in fermentation processes.

باسیلوس سوبتیلیس معمولاً در فرآیندهای تخمیر استفاده می‌شود.

in the lab, we isolated a specific bacillus for testing.

در آزمایشگاه، ما یک باسیلوس خاص را برای آزمایش جدا کردیم.

bacillus can be used in agricultural applications to promote growth.

می‌توان از باسیلوس در کاربردهای کشاورزی برای ترویج رشد استفاده کرد.

some people are allergic to certain bacillus strains.

برخی از افراد به برخی از سویه‌های باسیلوس حساسیت دارند.

the presence of bacillus in water can indicate contamination.

حضور باسیلوس در آب می‌تواند نشان‌دهنده آلودگی باشد.

scientists are exploring the genetic makeup of bacillus species.

دانشمندان در حال بررسی ساختار ژنتیکی گونه‌های باسیلوس هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید