| جمع | backgardens |
backgarden party
پارتوی گچه پشت
backgarden barbecue
سیروی گچه پشت
backgarden furniture
مبلمان گچه پشت
backgarden plants
گیاهان گچه پشت
backgarden shed
خانه گچه پشت
in the backgarden
در گچه پشت
backgardening
کاشت گچه پشت
backgardener
کاشتکار گچه پشت
we hosted a lovely backgarden barbecue last weekend with all our neighbors.
ما گذشته هفته یک جلسه گرم سیب زمینی در باگاردن خلفی خود را با تمام همسایگانمان برگزار کردیم.
the children were playing on the backgarden swing while the adults chatted nearby.
کودکان روی چرخ باگاردن خلفی بازی می کردند در حالی که بزرگسالان در نزدیکی با یکدیگر گفتگو می کردند.
my grandfather spends every morning tending to his backgarden vegetables and herbs.
پدربزرگ من هر صبح به گیاهان و عصاره های گیاهی در باگاردن خلفی خود می پردازد.
a beautiful blue tit has built a nest in our backgarden birdhouse this spring.
یک گویچه آبی زیبایی این بهار یک تخم گذار در خانه پرندگان باگاردن خلفی ما ساخته است.
we need to repair the old backgarden fence before the winter storms arrive.
ما باید قبل از ورود باران های زمستانی، حصار قدیمی باگاردن خلفی را تعمیر کنیم.
the soft backgarden lighting creates a magical atmosphere for evening gatherings.
نورپردازی نرم باگاردن خلفی یک جو سحرآمیز برای جمعیت های شب ایجاد می کند.
she planted colorful roses and lavender in her backgarden flower beds last autumn.
او در پاییز گذشته گلهای رنگارنگ و لавاندر را در بستر گلهای باگاردن خلفی خود کاشت.
we are planning a complete backgarden renovation to create a more modern outdoor space.
ما قصد داریم یک بازسازی کامل باگاردن خلفی را برای ایجاد فضای بیرونی مدرنتر انجام دهیم.
the neighbor's cat often wanders into our backgarden to hunt birds and mice.
گربه همسایه ما اغلب به باگاردن خلفی ما می آید تا پرندگان و موشها را شکار کند.
a fox occasionally visits their urban backgarden searching for food scraps.
یک گرگ گاهی اوقات به باگاردن خلفی شهری آنها میآید تا برای جستجوی باقی ماندههای غذایی.
the backgarden swing set needs repainting after years of children's energetic play.
دستگاه چرخ باگاردن خلفی پس از سالها بازی انرژیزای کودکان نیاز به رنگگذاری دوباره دارد.
they enjoy weekend breakfasts at the table surrounded by blooming backgarden flowers.
آنها صبحانه های انتهای هفته را در میز با گلهای گلگذاری شده باگاردن خلفی لذت میبرند.
new tall hedges provide excellent backgarden screening from the road and neighbors.
کفتههای جدید بلند از جاده و همسایگان در باگاردن خلفی پناهگاه خوبی فراهم میکنند.
backgarden party
پارتوی گچه پشت
backgarden barbecue
سیروی گچه پشت
backgarden furniture
مبلمان گچه پشت
backgarden plants
گیاهان گچه پشت
backgarden shed
خانه گچه پشت
in the backgarden
در گچه پشت
backgardening
کاشت گچه پشت
backgardener
کاشتکار گچه پشت
we hosted a lovely backgarden barbecue last weekend with all our neighbors.
ما گذشته هفته یک جلسه گرم سیب زمینی در باگاردن خلفی خود را با تمام همسایگانمان برگزار کردیم.
the children were playing on the backgarden swing while the adults chatted nearby.
کودکان روی چرخ باگاردن خلفی بازی می کردند در حالی که بزرگسالان در نزدیکی با یکدیگر گفتگو می کردند.
my grandfather spends every morning tending to his backgarden vegetables and herbs.
پدربزرگ من هر صبح به گیاهان و عصاره های گیاهی در باگاردن خلفی خود می پردازد.
a beautiful blue tit has built a nest in our backgarden birdhouse this spring.
یک گویچه آبی زیبایی این بهار یک تخم گذار در خانه پرندگان باگاردن خلفی ما ساخته است.
we need to repair the old backgarden fence before the winter storms arrive.
ما باید قبل از ورود باران های زمستانی، حصار قدیمی باگاردن خلفی را تعمیر کنیم.
the soft backgarden lighting creates a magical atmosphere for evening gatherings.
نورپردازی نرم باگاردن خلفی یک جو سحرآمیز برای جمعیت های شب ایجاد می کند.
she planted colorful roses and lavender in her backgarden flower beds last autumn.
او در پاییز گذشته گلهای رنگارنگ و لавاندر را در بستر گلهای باگاردن خلفی خود کاشت.
we are planning a complete backgarden renovation to create a more modern outdoor space.
ما قصد داریم یک بازسازی کامل باگاردن خلفی را برای ایجاد فضای بیرونی مدرنتر انجام دهیم.
the neighbor's cat often wanders into our backgarden to hunt birds and mice.
گربه همسایه ما اغلب به باگاردن خلفی ما می آید تا پرندگان و موشها را شکار کند.
a fox occasionally visits their urban backgarden searching for food scraps.
یک گرگ گاهی اوقات به باگاردن خلفی شهری آنها میآید تا برای جستجوی باقی ماندههای غذایی.
the backgarden swing set needs repainting after years of children's energetic play.
دستگاه چرخ باگاردن خلفی پس از سالها بازی انرژیزای کودکان نیاز به رنگگذاری دوباره دارد.
they enjoy weekend breakfasts at the table surrounded by blooming backgarden flowers.
آنها صبحانه های انتهای هفته را در میز با گلهای گلگذاری شده باگاردن خلفی لذت میبرند.
new tall hedges provide excellent backgarden screening from the road and neighbors.
کفتههای جدید بلند از جاده و همسایگان در باگاردن خلفی پناهگاه خوبی فراهم میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید