backheels

[ایالات متحده]/ˈbækhiːlz/
[بریتانیا]/ˈbækhiːlz/

ترجمه

n. جمع backheel؛ یک پاس یا ضربه که با پاشنه انجام می‌شود.
v. حالت سوم شخص مفرد فعل backheel؛ به معنی پاس یا ضربه کردن با پاشنه.

عبارات و ترکیب‌ها

backheel pass

پاس پشتی

backheel flick

پشتی کردن توپ

backheel volley

پشتی توپ

backheeled it

آن را پشتی کرد

backheel assist

کمک پشتی

backheel shot

گلزنی پشتی

backheel goal

گل پشتی

backheel cross

پشتی عرضی

backheel finish

پشتی پایان

backheeling the ball

پشتی کردن توپ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید