backland

[ایالات متحده]/ˈbækˌlænd/
[بریتانیا]/ˈbækˌlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزمین دور از دریا یا شهر؛ منطقه دورافتاده و توسعه نیافته
adj. واقع در یا ویژگی یک منطقه عقب‌مانده؛ دورافتاده، دور از دسترس
Word Forms
جمعbacklands

عبارات و ترکیب‌ها

backland region

منطقه پشتی

rural backlands

مناطق روستایی پشتی

explore the backlands

کاوش در مناطق پشتی

forgotten backlands

مناطق پشتی فراموش شده

backland settlement

نشستگاه در مناطق پشتی

isolated backlands

مناطق پشتی منزوی

backland roads

جاده های مناطق پشتی

deep backlands

مناطق پشتی عمیق

جملات نمونه

the farmers rely on the backland for their crops.

کشاورزان برای محصولات خود به سرزمین پشتیبان متکی هستند.

we hiked through the backland to reach the hidden waterfall.

ما از طریق سرزمین پشتیبان به سمت آبشار پنهان پیاده‌روی کردیم.

the backland is rich in wildlife and biodiversity.

سرزمین پشتیبان سرشار از حیات وحش و تنوع زیستی است.

many adventures await in the backland of the national park.

ماجراجویی‌های زیادی در سرزمین پشتیبان پارک ملی در انتظار است.

they decided to build a cabin in the backland for a weekend retreat.

آنها تصمیم گرفتند برای یک آخر هفته در سرزمین پشتیبان کلبه‌ای بسازند.

the backland provides a natural habitat for many species.

سرزمین پشتیبان زیستگاه طبیعی بسیاری از گونه‌ها را فراهم می‌کند.

exploring the backland can lead to unexpected discoveries.

کاوش در سرزمین پشتیبان می‌تواند منجر به کشف‌های غیرمنتظره شود.

local communities depend on the resources of the backland.

جامعه محلی به منابع سرزمین پشتیبان متکی است.

backland trails are perfect for hiking and biking.

مسیرهای سرزمین پشتیبان برای پیاده‌روی و دوچرخه‌سواری عالی هستند.

the beauty of the backland attracts many tourists each year.

زیبایی سرزمین پشتیبان هر سال بسیاری از گردشگران را جذب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید