backroad

[ایالات متحده]/ˈbækˌrəʊd/
[بریتانیا]/ˈbækˌroʊd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جاده‌ای در روستا، که اغلب آسفالت نشده است.

عبارات و ترکیب‌ها

backroad trip

سفر در جاده‌های خاکی

take the backroads

از جاده‌های خاکی استفاده کنید

hidden backroad gem

گوهر پنهان در جاده‌های خاکی

winding backroad

جاده خاکی پیچ‌درپیچ

explore the backroads

جاده‌های خاکی را کشف کنید

long, desolate backroad

جاده خاکی طولانی و متروکه

backroad diner

رستوران جاده خاکی

جملات نمونه

we decided to take the backroad to avoid traffic.

ما تصمیم گرفتیم تا از ترافیک دوری کنیم، مسیر فرعی را انتخاب کردیم.

the backroad leads to a beautiful hidden lake.

مسیر فرعی به یک دریاچه پنهان و زیبا منتهی می‌شود.

driving on the backroad was a refreshing change of pace.

رانندگی در مسیر فرعی یک تغییر دلپذیر در سرعت بود.

she discovered a quaint café while exploring the backroad.

او در حین گشت و گذار در مسیر فرعی، یک کافه دنج پیدا کرد.

we often ride our bikes down the backroad during weekends.

ما اغلب در آخر هفته‌ها دوچرخه سواری در مسیر فرعی انجام می‌دهیم.

the backroad is often less traveled and more scenic.

مسیر فرعی اغلب کمتر رفت و آمد دارد و منظره زیباتری دارد.

he prefers the backroad for its peaceful surroundings.

او به دلیل محیط آرامش‌بخش، مسیر فرعی را ترجیح می‌دهد.

taking the backroad can save you time on busy days.

استفاده از مسیر فرعی می‌تواند در روزهای شلوغ در زمان شما صرفه‌جویی کند.

they got lost on the backroad but enjoyed the adventure.

آنها در مسیر فرعی گم شدند اما از ماجراجویی لذت بردند.

the backroad was lined with beautiful wildflowers.

مسیر فرعی با گل‌های وحشی زیبا پوشیده شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید