| جمع | bafs |
baffle gap
فاصله میانصفحه
baffle plate
صفحه میانصفحه
completely baffled
کاملاً گیجشده
sound baffle
میانصفحه صوتی
heat baffle
میانصفحه گرمایی
baffling mystery
مystery گیجکننده
thermal baffle
میانصفحه حرارتی
inlet baffle
میانصفحه ورودی
flow baffle
میانصفحه جریان
exhaust baffle
میانصفحه خروجی
the baf hit the wall with a loud thud
باف به دیوار با یک ضربه شدید برخورد کرد
he felt baf after the surprising news
او پس از خبر شگفتانگیز باف شد
the baf sound echoed through the hallway
صوت باف از طریق راه پلهها پخش شد
she gave him a baf look of confusion
او به او یک نگاه باف از حیرت داد
the baf moment lasted for several seconds
لحظه باف چند ثانیه طول برد
everyone went baf when they saw the magic trick
همه وقتی جادوی را دیدند باف شدند
he had a baf expression on his face
او یک عبارت باف روی صورت خود داشت
the sudden baf made everyone stop talking
باف ناگهانی باعث شد که همه حرف بزنند
her baf reaction surprised everyone in the room
reaksiyon باف او تمام افراد در اتاق را شگفتانگیز کرد
the audience was completely baf by the performance
بینندهها به طور کامل باف شدند به دلیل اجرای
there was a baf silence after the announcement
پس از اعلام، سکوت باف وجود داشت
he stood there in a baf state of shock
او در حالت باف شوک در آنجا ایستاد
baffle gap
فاصله میانصفحه
baffle plate
صفحه میانصفحه
completely baffled
کاملاً گیجشده
sound baffle
میانصفحه صوتی
heat baffle
میانصفحه گرمایی
baffling mystery
مystery گیجکننده
thermal baffle
میانصفحه حرارتی
inlet baffle
میانصفحه ورودی
flow baffle
میانصفحه جریان
exhaust baffle
میانصفحه خروجی
the baf hit the wall with a loud thud
باف به دیوار با یک ضربه شدید برخورد کرد
he felt baf after the surprising news
او پس از خبر شگفتانگیز باف شد
the baf sound echoed through the hallway
صوت باف از طریق راه پلهها پخش شد
she gave him a baf look of confusion
او به او یک نگاه باف از حیرت داد
the baf moment lasted for several seconds
لحظه باف چند ثانیه طول برد
everyone went baf when they saw the magic trick
همه وقتی جادوی را دیدند باف شدند
he had a baf expression on his face
او یک عبارت باف روی صورت خود داشت
the sudden baf made everyone stop talking
باف ناگهانی باعث شد که همه حرف بزنند
her baf reaction surprised everyone in the room
reaksiyon باف او تمام افراد در اتاق را شگفتانگیز کرد
the audience was completely baf by the performance
بینندهها به طور کامل باف شدند به دلیل اجرای
there was a baf silence after the announcement
پس از اعلام، سکوت باف وجود داشت
he stood there in a baf state of shock
او در حالت باف شوک در آنجا ایستاد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید