baf

[ایالات متحده]/bæf/
[بریتانیا]/bæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بaffle – یک صفحه یا دستگاه که برای کنترل یا هدایت جریان مایعات یا ذرات استفاده می‌شود؛ عامل تنظیم مخزن – ضریبی که برای تنظیم محاسبات ظرفیت مخزن (ذخیره کوره) استفاده می‌شود
v. بaffle – گیجاندن، سردرگم کردن یا مانع قرار دادن جریان چیزی
شکل‌های واژه
جمعbafs

عبارات و ترکیب‌ها

baffle gap

فاصله میان‌صفحه

baffle plate

صفحه میان‌صفحه

completely baffled

کاملاً گیج‌شده

sound baffle

میان‌صفحه صوتی

heat baffle

میان‌صفحه گرمایی

baffling mystery

مystery گیج‌کننده

thermal baffle

میان‌صفحه حرارتی

inlet baffle

میان‌صفحه ورودی

flow baffle

میان‌صفحه جریان

exhaust baffle

میان‌صفحه خروجی

جملات نمونه

the baf hit the wall with a loud thud

باف به دیوار با یک ضربه شدید برخورد کرد

he felt baf after the surprising news

او پس از خبر شگفت‌انگیز باف شد

the baf sound echoed through the hallway

صوت باف از طریق راه پله‌ها پخش شد

she gave him a baf look of confusion

او به او یک نگاه باف از حیرت داد

the baf moment lasted for several seconds

لحظه باف چند ثانیه طول برد

everyone went baf when they saw the magic trick

همه وقتی جادوی را دیدند باف شدند

he had a baf expression on his face

او یک عبارت باف روی صورت خود داشت

the sudden baf made everyone stop talking

باف ناگهانی باعث شد که همه حرف بزنند

her baf reaction surprised everyone in the room

reaksiyon باف او تمام افراد در اتاق را شگفت‌انگیز کرد

the audience was completely baf by the performance

بیننده‌ها به طور کامل باف شدند به دلیل اجرای

there was a baf silence after the announcement

پس از اعلام، سکوت باف وجود داشت

he stood there in a baf state of shock

او در حالت باف شوک در آنجا ایستاد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید