court bailiffs
کارگزاران دادگاه
bailiffs seizing assets
کارگزارانی که داراییها را ضبط میکنند
bailiff's authority
اختیارات کارگزار
summoned by bailiffs
احضار شده توسط کارگزاران
court bailiffs' duties
وظایف کارگزاران دادگاه
bailiffs maintaining order
کارگزارانی که نظم را حفظ میکنند
the bailiffs arrived to enforce the court order.
اجراکنندگان دادگاه برای اجرای دستور دادگاه رسیدند.
many people fear the bailiffs when they come knocking.
بسیاری از مردم از اجرایکنندگان دادگاه میترسند وقتی که در را میزنند.
the bailiffs were instructed to seize the property.
اجراکنندگان دادگاه دستور ضبط ملک را داشتند.
in some cases, bailiffs can help recover debts.
در برخی موارد، اجرایکنندگان دادگاه میتوانند به بازپرداخت بدهی کمک کنند.
before calling the bailiffs, the landlord tried to negotiate.
قبل از تماس با اجرایکنندگان دادگاه، موجر سعی کرد مذاکره کند.
the bailiffs explained the process to the tenants.
اجراکنندگان دادگاه روند را برای مستاجران توضیح دادند.
debtors often seek advice before bailiffs are involved.
بدهکاران اغلب قبل از دخالت اجرایکنندگان دادگاه به دنبال مشاوره هستند.
bailiffs must follow strict legal guidelines in their work.
اجراکنندگان دادگاه باید در کار خود دستورالعملهای قانونی سختگیرانه را رعایت کنند.
many people do not understand the role of bailiffs.
بسیاری از مردم نقش اجرایکنندگان دادگاه را درک نمیکنند.
after the eviction notice, the bailiffs scheduled a visit.
پس از اخطار تخلیه، اجرایکنندگان دادگاه یک بازدید برنامهریزی کردند.
court bailiffs
کارگزاران دادگاه
bailiffs seizing assets
کارگزارانی که داراییها را ضبط میکنند
bailiff's authority
اختیارات کارگزار
summoned by bailiffs
احضار شده توسط کارگزاران
court bailiffs' duties
وظایف کارگزاران دادگاه
bailiffs maintaining order
کارگزارانی که نظم را حفظ میکنند
the bailiffs arrived to enforce the court order.
اجراکنندگان دادگاه برای اجرای دستور دادگاه رسیدند.
many people fear the bailiffs when they come knocking.
بسیاری از مردم از اجرایکنندگان دادگاه میترسند وقتی که در را میزنند.
the bailiffs were instructed to seize the property.
اجراکنندگان دادگاه دستور ضبط ملک را داشتند.
in some cases, bailiffs can help recover debts.
در برخی موارد، اجرایکنندگان دادگاه میتوانند به بازپرداخت بدهی کمک کنند.
before calling the bailiffs, the landlord tried to negotiate.
قبل از تماس با اجرایکنندگان دادگاه، موجر سعی کرد مذاکره کند.
the bailiffs explained the process to the tenants.
اجراکنندگان دادگاه روند را برای مستاجران توضیح دادند.
debtors often seek advice before bailiffs are involved.
بدهکاران اغلب قبل از دخالت اجرایکنندگان دادگاه به دنبال مشاوره هستند.
bailiffs must follow strict legal guidelines in their work.
اجراکنندگان دادگاه باید در کار خود دستورالعملهای قانونی سختگیرانه را رعایت کنند.
many people do not understand the role of bailiffs.
بسیاری از مردم نقش اجرایکنندگان دادگاه را درک نمیکنند.
after the eviction notice, the bailiffs scheduled a visit.
پس از اخطار تخلیه، اجرایکنندگان دادگاه یک بازدید برنامهریزی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید