bailiffs

[ایالات متحده]/ˈbeɪlɪfs/
[بریتانیا]/ˈbælifz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقامات که در دادگاه‌ها حضور دارند و احکام یا دستورات صادر شده توسط دادگاه را اجرا می‌کنند، مانند اجرای اخراج‌ها یا جمع‌آوری جریمه‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

court bailiffs

کارگزاران دادگاه

bailiffs seizing assets

کارگزارانی که دارایی‌ها را ضبط می‌کنند

bailiff's authority

اختیارات کارگزار

summoned by bailiffs

احضار شده توسط کارگزاران

court bailiffs' duties

وظایف کارگزاران دادگاه

bailiffs maintaining order

کارگزارانی که نظم را حفظ می‌کنند

جملات نمونه

the bailiffs arrived to enforce the court order.

اجراکنندگان دادگاه برای اجرای دستور دادگاه رسیدند.

many people fear the bailiffs when they come knocking.

بسیاری از مردم از اجرای‌کنندگان دادگاه می‌ترسند وقتی که در را می‌زنند.

the bailiffs were instructed to seize the property.

اجراکنندگان دادگاه دستور ضبط ملک را داشتند.

in some cases, bailiffs can help recover debts.

در برخی موارد، اجرای‌کنندگان دادگاه می‌توانند به بازپرداخت بدهی کمک کنند.

before calling the bailiffs, the landlord tried to negotiate.

قبل از تماس با اجرای‌کنندگان دادگاه، موجر سعی کرد مذاکره کند.

the bailiffs explained the process to the tenants.

اجراکنندگان دادگاه روند را برای مستاجران توضیح دادند.

debtors often seek advice before bailiffs are involved.

بدهکاران اغلب قبل از دخالت اجرای‌کنندگان دادگاه به دنبال مشاوره هستند.

bailiffs must follow strict legal guidelines in their work.

اجراکنندگان دادگاه باید در کار خود دستورالعمل‌های قانونی سختگیرانه را رعایت کنند.

many people do not understand the role of bailiffs.

بسیاری از مردم نقش اجرای‌کنندگان دادگاه را درک نمی‌کنند.

after the eviction notice, the bailiffs scheduled a visit.

پس از اخطار تخلیه، اجرای‌کنندگان دادگاه یک بازدید برنامه‌ریزی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید