baillif

[ایالات متحده]/ˈbeɪlɪf/
[بریتانیا]/ˈbeɪlɪf/

ترجمه

n. نام شخصی؛ نام مکان در گوادلوپ، فرانسه
شکل‌های واژه
جمعbaillifs

عبارات و ترکیب‌ها

the baillif announced

پریشان بازپسداشتگر اعلام کرد

court baillif entered

بازپسداشتگر دادگاه وارد شد

the baillif said

بازپسداشتگر گفت

baillif called order

بازپسداشتگر دستور را صدا کرد

the baillif asked

بازپسداشتگر پرسید

baillif escorted defendant

بازپسداشتگر متهم را همراهی کرد

the baillif declared

بازپسداشتگر اعلام کرد

baillif served warrant

بازپسداشتگر دستور احضار را ارائه کرد

the baillif stated

بازپسداشتگر اعلام کرد

baillif cleared courtroom

بازپسداشتگر از دادگاه خالی کرد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید