| جمع | baillifs |
the baillif announced
پریشان بازپسداشتگر اعلام کرد
court baillif entered
بازپسداشتگر دادگاه وارد شد
the baillif said
بازپسداشتگر گفت
baillif called order
بازپسداشتگر دستور را صدا کرد
the baillif asked
بازپسداشتگر پرسید
baillif escorted defendant
بازپسداشتگر متهم را همراهی کرد
the baillif declared
بازپسداشتگر اعلام کرد
baillif served warrant
بازپسداشتگر دستور احضار را ارائه کرد
the baillif stated
بازپسداشتگر اعلام کرد
baillif cleared courtroom
بازپسداشتگر از دادگاه خالی کرد
the baillif announced
پریشان بازپسداشتگر اعلام کرد
court baillif entered
بازپسداشتگر دادگاه وارد شد
the baillif said
بازپسداشتگر گفت
baillif called order
بازپسداشتگر دستور را صدا کرد
the baillif asked
بازپسداشتگر پرسید
baillif escorted defendant
بازپسداشتگر متهم را همراهی کرد
the baillif declared
بازپسداشتگر اعلام کرد
baillif served warrant
بازپسداشتگر دستور احضار را ارائه کرد
the baillif stated
بازپسداشتگر اعلام کرد
baillif cleared courtroom
بازپسداشتگر از دادگاه خالی کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید