bakelite

[ایالات متحده]/'beikəlait/
[بریتانیا]/ˈbekəˌlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رزین مصنوعی ساخته شده از فرمالدهید و فنول؛ صمغ درختی مصنوعی
Word Forms
جمعbakelites

جملات نمونه

In 1922, he negotiated a merger between General Bakelite, Remanol and Condensite to form Bakelite Corp.

در سال ۱۹۲۲، او قرارداد ادغام بین General Bakelite، Remanol و Condensite را برای تشکیل Bakelite Corp منعقد کرد.

The presence of inauthentic Bakelite out there led to an early 20th century version of the "Intel In-side" logo.

حضور Bakelite غیرمعتبر آنجا منجر به یک نسخه اوایل قرن بیستم از لوگوی "Intel In-side" شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید