balkans

[ایالات متحده]/'bɔ:lkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشورهای شبه جزیره بالکان؛ منطقه شبه جزیره بالکان.

عبارات و ترکیب‌ها

the Balkans

بالکان

the balkans region

منطقه بالکان

balkan history

تاریخ بالکان

balkan politics

سیاست балкан

balkan conflict

درگیری‌های بالکان

balkan culture

فرهنگ بالکان

balkan music

موسیقی بالکان

balkan cuisine

آشپزی بالکان

balkan languages

زبان‌های بالکان

جملات نمونه

the balkans are known for their diverse cultures.

بالکان به دلیل فرهنگ‌های متنوع خود شناخته می‌شوند.

many historical events took place in the balkans.

رویدادهای تاریخی بسیاری در بالکان رخ داده است.

the balkans have beautiful landscapes and mountains.

بالکان دارای مناظر و کوه‌های زیبا است.

tourism in the balkans is on the rise.

گردشگری در بالکان در حال افزایش است.

the balkans face various economic challenges.

بالکان با چالش‌های اقتصادی مختلف روبرو است.

many countries in the balkans are part of the eu.

بسیاری از کشورها در بالکان بخشی از اتحادیه اروپا هستند.

the balkans have a rich culinary tradition.

بالکان دارای یک سنت غذایی غنی است.

conflicts in the balkans have shaped its history.

درگیری‌ها در بالکان شکل‌دهنده تاریخ آن بوده است.

music and dance are important in balkans culture.

موسیقی و رقص در فرهنگ بالکان مهم هستند.

the balkans are often referred to as a crossroads of europe.

بالکان اغلب به عنوان تقاطع اروپا شناخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید