ballpen

[ایالات متحده]/ˈbɔːlpen/
[بریتانیا]/ˈbɔːlpen/

ترجمه

n. قلم گویشی
شکل‌های واژه
جمعballpens

جملات نمونه

he wrote his name with a ballpen.

او نام خود را با یک قلم گویش نوشت.

please lend me a black ballpen.

لطفاً یک قلم گویش سیاه به من بده.

the ballpen ink is running out.

หมึก قلم گویش تمام می‌شود.

she bought a box of cheap ballpens.

او یک جعبه قلم گویش ارزان خرید.

can i borrow your ballpen for a moment?

می‌توانم برای لحظه‌ای قلم گویش تو را ازدست بدهم؟

he clicked the ballpen open.

او قلم گویش را باز کرد.

don't forget to cap your ballpen.

فراموش نکن که قلم گویش را ببند.

this ballpen writes very smoothly.

این قلم گویش به خوبی می‌نویسد.

she took notes with a red ballpen.

او یادداشت‌های خود را با یک قلم گویش قرمز گرفت.

i need to buy a new ballpen.

من نیاز دارم یک قلم گویش جدید بخرم.

the ballpen leaked ink in his pocket.

หมึก قلم گویش در جیب او نشت کرد.

sign the document with a blue ballpen.

این مدرک را با یک قلم گویش آبی امضا کن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید