balms

[ایالات متحده]/bɑːmz/
[بریتانیا]/ba mz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پمادها یا کرم‌های دارویی که برای تسکین درد یا بهبود زخم‌ها استفاده می‌شوند؛ مواد معطر، که اغلب در عطرها یا لوازم آرایشی استفاده می‌شوند؛ چیزی که راحتی یا تسکین فراهم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

apply soothing balms

اعمال پمادهای آرامش‌بخش

جملات نمونه

she applied soothing balms to her sunburned skin.

او کرم‌های تسکین‌دهنده را روی پوست آفتاب‌سوخته‌اش استفاده کرد.

the herbal balms helped relieve his muscle pain.

کرم‌های گیاهی به تسکین درد عضلاتش کمک کردند.

after a long day, he enjoyed using scented balms for relaxation.

بعد از یک روز طولانی، او از استفاده از کرم‌های معطر برای آرامش لذت برد.

natural balms are often preferred for skincare routines.

کرم‌های طبیعی اغلب برای روتین‌های مراقبت از پوست ترجیح داده می‌شوند.

the shop sells various balms for different skin types.

فروشگاه انواع کرم‌ها را برای انواع مختلف پوست می‌فروشد.

he keeps a small jar of balms in his backpack for emergencies.

او یک شیشه کوچک کرم را برای مواقع اضطراری در کوله‌پشتی خود نگه می‌دارد.

many people swear by the healing properties of essential oil balms.

بسیاری از مردم به خواص درمانی کرم‌های روغن ضروری اعتقاد دارند.

she prefers homemade balms over commercial products.

او ترجیح می‌دهد کرم‌های خانگی را به محصولات تجاری ترجیح دهد.

the balms provided instant relief from the cold weather.

کرم‌ها فوراً از سرمازدگی رهایی بخشیدند.

he applies balms to his lips to prevent chapping.

او کرم را روی لب‌هایش می‌مالد تا از ترک خوردن آنها جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید