baloneys

[ایالات متحده]/bəˈlɒniːz/
[بریتانیا]/bəˈloʊneɪz/

ترجمه

n. اصطلاح عامیانه برای سوسیس بزرگ؛ بی‌معنی یا دروغ‌ها؛ داستان‌های بلند.

عبارات و ترکیب‌ها

baloneys and cheese

سوسیس و پنیر

baloneys and sunshine

سوسیس و آفتاب

tell me baloneys!

به من سوسیس بگویید!

baloneys for breakfast

سوسیس برای صبحانه

جملات نمونه

don't believe those baloneys; they are just rumors.

به آن حرف‌های پوچ اعتماد نکنید؛ آن‌ها فقط شایعه هستند.

he always tells baloneys to impress his friends.

او همیشه برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش حرف‌های پوچ می‌گوید.

those baloneys won't help you in the real world.

آن حرف‌های پوچ در دنیای واقعی به شما کمک نخواهند کرد.

she dismissed his claims as baloneys.

او ادعاهای او را به عنوان حرف‌های پوچ رد کرد.

his story was full of baloneys and exaggerations.

داستان او پر از حرف‌های پوچ و اغراق بود.

don't fall for the baloneys they are selling.

فریب حرف‌های پوچی که می‌فروشند را نخورید.

that explanation was just a bunch of baloneys.

آن توضیح فقط مجموعه‌ای از حرف‌های پوچ بود.

he tried to convince us, but it was all baloneys.

او سعی کرد ما را متقاعد کند، اما همه آن حرف‌های پوچ بود.

stop talking baloneys and get to the point.

حرف‌های پوچ را کنار بگذارید و به اصل مطلب بروید.

her excuses were just baloneys to avoid responsibility.

بهانه‌های او فقط حرف‌های پوچ برای فرار از مسئولیت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید