baltics

[ایالات متحده]/ˈbæl.tɪks/
[بریتانیا]/ˈbæl.tɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اشاره به کشورهای استونی، لتونی و لیتوانی.
adj. مربوط به دریای بالتیک یا منطقه آن.

عبارات و ترکیب‌ها

the baltic states

کشورهای بالتیک

baltic sea region

منطقه دریای بالتیک

baltic economic cooperation

همکاری اقتصادی بالتیک

baltic cultural heritage

میراث فرهنگی بالتیک

baltic history

تاریخ بالتیک

baltic languages

زبان‌های بالتیک

baltic amber

یاقوت بالتیک

visit the baltics

بازدید از کشورهای بالتیک

جملات نمونه

the baltics are known for their beautiful landscapes.

منطقه بالتیک به خاطر مناظر زیبایش شناخته شده است.

many tourists visit the baltics every summer.

بسیاری از گردشگران هر سال تابستان به بالتیک سفر می کنند.

the baltics have a rich cultural heritage.

منطقه بالتیک دارای میراث فرهنگی غنی است.

trade between the baltics and europe is increasing.

تبادلات تجاری بین بالتیک و اروپا در حال افزایش است.

estonia, latvia, and lithuania make up the baltics.

استونی، لتونی و لیتوانی از جمله کشورهای بالتیک هستند.

the baltics are famous for their medieval architecture.

منطقه بالتیک به خاطر معماری قرون وسطایی خود مشهور است.

students from the baltics often study abroad.

دانشجویان کشورهای بالتیک اغلب در خارج از کشور تحصیل می کنند.

the baltics have a vibrant arts scene.

منطقه بالتیک دارای صحنه هنری پر جنب و جوش است.

climate change is affecting the baltics significantly.

تغییرات آب و هوایی به طور قابل توجهی بر منطقه بالتیک تأثیر می گذارد.

the baltics are strategically located along the coast.

منطقه بالتیک به طور استراتژیک در امتداد ساحل واقع شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید