baptisms

[ایالات متحده]/bæptɪz(ə)mz/
[بریتانیا]/baPTizmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل غسل تعمید کسی؛ یک مراسم مذهبی که در آن کسی تعمید داده می‌شود؛ یک پاکسازی یا تصفیه نمادین؛ یک تجربه شدید و چالش‌برانگیز که کسی را متحول می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

baptisms of fire

غسل تعمید آتش

multiple baptisms

تعمیدهای متعدد

infant baptisms

تعمید نوزادان

baptisms by immersion

تعمید غوطه ور

record of baptisms

ثبت نام تعمید

religious baptisms

تعمیدهای مذهبی

public baptisms

تعمیدهای عمومی

جملات نمونه

many people choose to have baptisms for their children.

بسیاری از افراد انتخاب می‌کنند برای فرزندان خود تعمید انجام دهند.

baptisms are an important rite of passage in many cultures.

تعمیدها یک آیین عبور مهم در بسیاری از فرهنگ‌ها هستند.

the church held multiple baptisms during the summer festival.

کلیسای در طول جشنواره تابستانی تعمیدهای متعددی برگزار کرد.

she felt a deep sense of peace after her baptism.

او بعد از تعمیدش احساس آرامش عمیقی کرد.

he invited his friends to witness his baptism.

او دوستانش را برای دیدن تعمیدش دعوت کرد.

they celebrated their baptisms with a family gathering.

آنها تعمید خود را با یک گردهمایی خانوادگی جشن گرفتند.

baptisms symbolize the beginning of a spiritual journey.

تعمیدها نماد آغاز یک سفر معنوی هستند.

she was nervous before her baptism ceremony.

او قبل از مراسم تعمیدش عصبی بود.

he decided to document his baptism in a journal.

او تصمیم گرفت تعمید خود را در یک دفترچه یادداشت مستند کند.

many families capture the moment of baptisms with photos.

بسیاری از خانواده‌ها لحظه تعمیدها را با عکس‌ها ثبت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید