barbarisations

[ایالات متحده]/bɑːˌbɑːrɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/bɑːrbərˌaɪʒən̩z/

ترجمه

n. عمل بربریت یا تبدیل چیزی به حالت بربرانه.

جملات نمونه

barbarisations of cultural practices can lead to a loss of identity.

تباربرسازی‌های شیوه‌های فرهنگی می‌تواند منجر به از دست دادن هویت شود.

the rise of barbarisations in society raises concerns about cultural preservation.

ظهور تباربرسازی‌ها در جامعه نگرانی‌ها در مورد حفظ فرهنگ را افزایش می‌دهد.

efforts to combat barbarisations often focus on education and awareness.

تلاش‌ها برای مقابله با تباربرسازی‌ها اغلب بر آموزش و آگاهی متمرکز است.

barbarisations can occur when traditional values are ignored.

تباربرسازی‌ها زمانی رخ می‌دهد که ارزش‌های سنتی نادیده گرفته شوند.

many believe that globalization has contributed to the barbarisations of local cultures.

بسیاری معتقدند که جهانی‌سازی به تباربرسازی فرهنگ‌های محلی کمک کرده است.

the artist's work critiques the barbarisations present in modern society.

اثر هنرمند، تباربرسازی‌های موجود در جامعه مدرن را مورد انتقاد قرار می‌دهد.

there is a need to address the barbarisations affecting marginalized communities.

نیاز به رسیدگی به تباربرسازی‌هایی که جوامع به حاشیه رانده شده را تحت تأثیر قرار می‌دهند، وجود دارد.

barbarisations can undermine social cohesion and community bonds.

تباربرسازی‌ها می‌تواند انسجام اجتماعی و پیوندهای اجتماعی را تضعیف کند.

activists are working to prevent the barbarisations of indigenous cultures.

فعال‌ها در تلاشند تا از تباربرسازی فرهنگ‌های بومی جلوگیری کنند.

barbarisations often stem from economic inequality and social injustice.

تباربرسازی‌ها اغلب از نابرابری اقتصادی و بی‌عدالتی اجتماعی نشأت می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید