barbets

[ایالات متحده]/ˈbɑːrbɛt/
[بریتانیا]/ˈbɑrˌbɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده گرمسیری با نوک بزرگ و رنگارنگ؛ پرنده گرمسیری با نوک بزرگ.

عبارات و ترکیب‌ها

barbet fish

ماهی باربت

barbet bird

پرنده باربت

barbet's nest

لانه باربت

study the barbet

مطالعه باربت

barbet's plumage

پر و پوشش باربت

a colorful barbet

باربت رنگارنگ

barbet's behavior

رفتار باربت

observing a barbet

مشاهده باربت

the barbet's song

آهنگ باربت

جملات نمونه

the barbet is known for its vibrant colors.

قنبلک به خاطر رنگ‌های زنده خود شناخته شده است.

many people enjoy watching the barbet in their gardens.

بسیاری از مردم از تماشای قنبلک در باغ‌های خود لذت می‌برند.

the barbet's call is quite distinctive.

صدای قنبلک بسیار متمایز است.

barbets are often found in tropical regions.

قنبلک‌ها اغلب در مناطق گرمسیری یافت می‌شوند.

some species of barbet are endangered.

برخی از گونه‌های قنبلک در معرض خطر قرار دارند.

barbets feed mainly on fruits and insects.

قنبلک‌ها عمدتاً از میوه‌ها و حشرات تغذیه می‌کنند.

the barbet is a colorful bird that attracts birdwatchers.

قنبلک پرنده‌ای رنگارنگ است که توجه پرنده‌نگران را به خود جلب می‌کند.

in some cultures, the barbet is considered a symbol of good luck.

در برخی فرهنگ‌ها، قنبلک به عنوان نمادی از خوش‌شانسی در نظر گرفته می‌شود.

barbets are social birds and often seen in pairs.

قنبلک‌ها پرنده‌های اجتماعی هستند و اغلب به صورت جفت دیده می‌شوند.

the barbet builds its nest in tree cavities.

قنبلک لانه‌اش را در حفره‌های درخت می‌سازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید