Finally it judges the contract efficacy between bargainer and a third person assaying.
در نهایت، او درباره اثربخشی قرارداد بین خریدار و شخص ثالث ارزیابی میکند.
2. Careful bargainer that she was, Colo then broke the key chain and gave Jendry a link, perhaps figuring…
2. با دقت، خریدار که بود، کلوی سپس زنجیر کلید را شکست و به جندری یک زنجیر داد، شاید فکر کرد...
She is a skilled bargainer, always getting the best deals.
او یک خریدار ماهر است و همیشه بهترین معاملات را به دست میآورد.
The bargainer negotiated a lower price for the car.
خریدار توانست قیمت پایینتری برای ماشین مذاکره کند.
He's known as a tough bargainer in the business world.
او به عنوان یک خریدار سخت در دنیای تجارت شناخته میشود.
The bargainer managed to secure a discount on the furniture purchase.
خریدار توانست تخفیفی را برای خرید مبلمان به دست آورد.
As a bargainer, she always looks for ways to save money.
به عنوان یک خریدار، او همیشه به دنبال راههای صرفهجویی در پول است.
The bargainer was able to haggle the price down to a reasonable level.
خریدار توانست قیمت را تا سطح معقولی کاهش دهد.
Being a bargainer requires good communication skills and patience.
یک خریدار بودن به مهارتهای ارتباطی خوب و صبر نیاز دارد.
The bargainer knew when to walk away from a deal that wasn't in their favor.
خریدار میدانست چه زمانی باید از معاملهای که به نفع او نبود، چشمپوشی کند.
She's a natural bargainer, always finding ways to get what she wants at a lower price.
او به طور طبیعی یک خریدار است و همیشه راهی برای به دست آوردن آنچه میخواهد با قیمت پایینتر پیدا میکند.
The bargainer's skills helped him save money on his recent purchases.
مهارتهای خریدار به او کمک کرد تا در خریدهای اخیر خود در پول صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید