barnies

[ایالات متحده]/ˈbɑːniz/
[بریتانیا]/ˈbɑːrniz/

ترجمه

n. فرم پلورال از Barny (یک نام)
v. فرم سوم شخص جمع از barny

عبارات و ترکیب‌ها

going barnies

Persian_translation

went barnies

Persian_translation

barnies out

Persian_translation

big barnies

Persian_translation

barnies slang

Persian_translation

total barnies

Persian_translation

جملات نمونه

my barnies and i went to the beach yesterday

من و بارنی‌هایم دیروز به ساحل رفته بودیم

the barnies planned a surprise party

بارنی‌ها یک پارتبه‌惊喜 برنامه‌ریزی کرده بودند

i met some new barnies at the party

من در پارتبه‌惊喜 با برخی بارنی‌های جدید آشنا شدم

the barnies always have my back

بارنی‌ها همیشه پشت من هستند

we're having dinner with the barnies tonight

ما امروز شام با بارنی‌ها خواهیم گذراند

the barnies decided to go hiking this weekend

بارنی‌ها تصمیم گرفتند این هفته‌ای پیاده‌روی کنند

my barnies helped me move to my new apartment

بارنی‌هایم به من کمک کردند تا به آپارتمان جدیدم انتقال دهم

the barnies are coming over for movie night

بارنی‌ها برای شب فیلم آماده‌اند

i can always count on my barnies

من همیشه می‌توانم روی بارنی‌هایم بسیج کنم

the barnies took photos at the graduation ceremony

بارنی‌ها در مراسم فارغ‌التحصیلی عکس گرفتند

my barnies from college still meet every month

بارنی‌های من از دانشگاه هنوز هر ماه با هم ملاقات می‌کنند

the barnies organized a game night

بارنی‌ها یک شب بازی سازمان‌دهی کردند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید