bastards

[ایالات متحده]/ˈbæstədz/
[بریتانیا]/ˈbɑːstərdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرزندان متولد شده از ازدواج غیررسمی؛ کودکان نامشروع؛ فردی حقیر یا زشت؛ چیزی ناخوشایند یا آزاردهنده؛ فردی بدشانس یا بداقبال (به طور طعنه‌آمیز گفته می‌شود)

عبارات و ترکیب‌ها

those goddamn bastards

آن خفه سگ‌ها

bastards of fortune

خااری‌های خوش‌شانس

damned bastards

خااری‌های نفرین‌شده

جملات نمونه

those bastards stole my wallet.

آن خبیث‌ها کیف پول من را دزدیدند.

don't listen to those bastards; they are lying.

به آن خبیث‌ها گوش ندهید; آنها دروغ می‌گویند.

some bastards are always trying to take advantage of others.

برخی از خبیث‌ها همیشه سعی می‌کنند از دیگران سوء استفاده کنند.

he called them bastards for cheating in the game.

او آنها را به خاطر تقلب در بازی، خبیث نامید.

those bastards think they can get away with anything.

آن خبیث‌ها فکر می‌کنند می‌توانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.

they are bastards for treating people so poorly.

آنها به خاطر رفتار بد با مردم، خبیث هستند.

don't be a bastard; help your friends when they need it.

خبیث نباشید; وقتی به آن احتیاج دارند به دوستانتان کمک کنید.

those bastards ruined my plans for the weekend.

آن خبیث‌ها برنامه‌های آخر هفته من را خراب کردند.

he confronted the bastards who were bullying his brother.

او با آن خبیث‌هایی که داشتند برادرش را اذیت می‌کردند، روبرو شد.

she couldn't believe those bastards would betray her trust.

او نمی‌توانست باور کند که آن خبیث‌ها به اعتماد او خیانت خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید