those goddamn bastards
آن خفه سگها
bastards of fortune
خااریهای خوششانس
damned bastards
خااریهای نفرینشده
those bastards stole my wallet.
آن خبیثها کیف پول من را دزدیدند.
don't listen to those bastards; they are lying.
به آن خبیثها گوش ندهید; آنها دروغ میگویند.
some bastards are always trying to take advantage of others.
برخی از خبیثها همیشه سعی میکنند از دیگران سوء استفاده کنند.
he called them bastards for cheating in the game.
او آنها را به خاطر تقلب در بازی، خبیث نامید.
those bastards think they can get away with anything.
آن خبیثها فکر میکنند میتوانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.
they are bastards for treating people so poorly.
آنها به خاطر رفتار بد با مردم، خبیث هستند.
don't be a bastard; help your friends when they need it.
خبیث نباشید; وقتی به آن احتیاج دارند به دوستانتان کمک کنید.
those bastards ruined my plans for the weekend.
آن خبیثها برنامههای آخر هفته من را خراب کردند.
he confronted the bastards who were bullying his brother.
او با آن خبیثهایی که داشتند برادرش را اذیت میکردند، روبرو شد.
she couldn't believe those bastards would betray her trust.
او نمیتوانست باور کند که آن خبیثها به اعتماد او خیانت خواهند کرد.
those goddamn bastards
آن خفه سگها
bastards of fortune
خااریهای خوششانس
damned bastards
خااریهای نفرینشده
those bastards stole my wallet.
آن خبیثها کیف پول من را دزدیدند.
don't listen to those bastards; they are lying.
به آن خبیثها گوش ندهید; آنها دروغ میگویند.
some bastards are always trying to take advantage of others.
برخی از خبیثها همیشه سعی میکنند از دیگران سوء استفاده کنند.
he called them bastards for cheating in the game.
او آنها را به خاطر تقلب در بازی، خبیث نامید.
those bastards think they can get away with anything.
آن خبیثها فکر میکنند میتوانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.
they are bastards for treating people so poorly.
آنها به خاطر رفتار بد با مردم، خبیث هستند.
don't be a bastard; help your friends when they need it.
خبیث نباشید; وقتی به آن احتیاج دارند به دوستانتان کمک کنید.
those bastards ruined my plans for the weekend.
آن خبیثها برنامههای آخر هفته من را خراب کردند.
he confronted the bastards who were bullying his brother.
او با آن خبیثهایی که داشتند برادرش را اذیت میکردند، روبرو شد.
she couldn't believe those bastards would betray her trust.
او نمیتوانست باور کند که آن خبیثها به اعتماد او خیانت خواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید