bathmat

[ایالات متحده]/bæθmæt/
[بریتانیا]/baθmæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرشی که در یا نزدیک وان حمام قرار داده شده است تا آب را جذب کند و سطحی غیر لغزنده فراهم کند.

عبارات و ترکیب‌ها

bathmat runner

ساده‌ کننده حمام

place a bathmat

گذاشتن یک فرش حمام

bathmat size

اندازه فرش حمام

non-slip bathmat

فرش حمام ضد لغزش

bathmat material

جنس فرش حمام

colorful bathmat

فرش حمام رنگارنگ

remove the bathmat

برداشتن فرش حمام

wash the bathmat

شستن فرش حمام

bathmat design

طراحی فرش حمام

جملات نمونه

i need to buy a new bathmat for the bathroom.

من نیاز دارم یک فرش حمام جدید برای حمام بخرم.

the bathmat is soft and absorbs water well.

فرش حمام نرم است و آب را به خوبی جذب می کند.

make sure to wash the bathmat regularly.

مطمئن شوید که به طور منظم فرش حمام را بشویید.

he placed the bathmat in front of the shower.

او فرش حمام را جلوی دوش قرار داد.

the bathmat adds a nice touch to the decor.

فرش حمام یک حس خوب به دکوراسیون اضافه می کند.

choose a bathmat that matches your bathroom theme.

یک فرش حمام انتخاب کنید که با موضوع حمام شما مطابقت داشته باشد.

she stepped onto the bathmat after her shower.

او بعد از حمام روی فرش حمام قدم گذاشت.

the bathmat is easy to clean and dries quickly.

فرش حمام به راحتی تمیز می شود و سریع خشک می شود.

he accidentally slipped on the wet bathmat.

او به طور تصادفی روی فرش حمام خیس لیز خورد.

they chose a colorful bathmat for their kids' bathroom.

آنها یک فرش حمام رنگارنگ برای حمام بچه هایشان انتخاب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید