bathrooms

[ایالات متحده]/ˈbɑːθruːmz/
[بریتانیا]/ˈbæθrʊmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع کلمه حمام؛ دستشویی؛ توالت (با فلاش)؛ سرویس بهداشتی

عبارات و ترکیب‌ها

public bathrooms

دستشویی‌های عمومی

shared bathrooms

دستشویی‌های اشتراکی

bathroom facilities

امکانات حمام

accessible bathrooms

دستشویی‌های قابل دسترس

guest bathrooms

دستشویی مهمان

master bathroom suite

سوت حمام اصلی

powder room/bathroom

اتاق پودر/حمام

out-of-order bathrooms

دستشویی‌های خراب

bathroom renovation

بازسازی حمام

lack of bathrooms

کمبود دستشویی

جملات نمونه

there are two bathrooms in this house.

در این خانه دو حمام وجود دارد.

the bathrooms need to be cleaned regularly.

حمام‌ها باید به طور منظم تمیز شوند.

she prefers bathrooms with a modern design.

او حمام‌هایی با طراحی مدرن را ترجیح می‌دهد.

we installed new tiles in the bathrooms.

ما کاشی‌های جدید در حمام‌ها نصب کردیم.

bathrooms should have good ventilation.

حمام‌ها باید تهویه مناسب داشته باشند.

he spent a lot of money renovating the bathrooms.

او پول زیادی برای بازسازی حمام‌ها هزینه کرد.

they are building additional bathrooms for the guests.

آنها در حال ساخت حمام‌های اضافی برای مهمانان هستند.

bathrooms often require special lighting.

حمام‌ها اغلب به نورپردازی خاصی نیاز دارند.

make sure to stock the bathrooms with toiletries.

مطمئن شوید که حمام‌ها را با لوازم بهداشتی پر کنید.

some bathrooms have a separate shower and bathtub.

برخی از حمام‌ها دارای دوش و وان جداگانه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید