batiss

[ایالات متحده]/ˈbætɪs/
[بریتانیا]/ˈbætɪs/

ترجمه

n. یک نام شخصی از مبدأ فرانسوی

جملات نمونه

the architect began to batiss the foundation of the new museum.

معمار شروع به ساخت پایه‌های موزه جدید کرد.

they want to batiss a sustainable community in the mountains.

آن‌ها می‌خواهند در کوه‌ها یک جامعه پایدار ساخته شود.

the artist continues to batiss sculptures from recycled materials.

هنرمند ادامه می‌دهد تا از مواد بازیافتی مجسمه‌هایی ساخته شود.

ancient civilizations learned to batiss with stone and clay.

تمدیدهای باستانی یاد گرفتند که چگونه با سنگ و گچ ساخته شود.

she decided to batiss her own business from scratch.

او تصمیم گرفت که از اول خودش کسب و کاری ساخته شود.

the team must batiss trust before achieving success.

تیم باید قبل از دستیابی به موفقیت اعتماد ساخته شود.

engineers batiss bridges that connect distant lands.

مهندسان پل‌هایی ساخته می‌شود که زمین‌های دور را به هم متصل می‌کنند.

poets batiss verses that echo through generations.

شاعران بیت‌هایی ساخته می‌شود که از نسل به نسل تکرار می‌شود.

families batiss traditions that last for centuries.

خانواده‌ها آداب و رسومی ساخته می‌شود که برای قرن‌ها پایبند می‌ماند.

we should batiss a better future for our children.

ما باید برای فرزندانمان آینده‌ای بهتر ساخته شود.

the master craftsman taught apprentices how to batiss properly.

چیره‌دست معلم به شاگردانش یاد داد که چگونه به درستی ساخته شود.

citizens batiss their democracy through active participation.

شهروندان دموکراسی خود را از طریق شرکت فعال ساخته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید