battallions

[ایالات متحده]/bəˈtæljənz/
[بریتانیا]/bəˈtæljənz/

ترجمه

n. یک گروه زیاد از سربازان که در یک دزدانه سازمان یافته اند و بخشی از یک لشکر یا گروه نیروی زمینی هستند.

جملات نمونه

the battalion commander led his troops through the dense forest.

فرمانده نیروی پیاده‌گذاری با نیروهای خود از جنگل چгу دوید.

two battalions were deployed to the eastern front yesterday.

دو نیروی پیاده‌گذاری دیروز به جبهه شرقی اعزام شدند.

the reinforced battalion held its position despite heavy enemy fire.

نیروی پیاده‌گذاری تقویت شده موضع خود را در برابر آتش گرم دشمن حفظ کرد.

she joined the infantry battalion right after graduating from military academy.

او پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه نظامی به نیروی پیاده‌گذاری پیوست.

the tank battalion advanced slowly across the muddy terrain.

نیروی تانک‌ها به آرامی از روی زمین لایروب پیش رفتند.

battalion headquarters received urgent orders at midnight.

مرکز فرماندهی نیروی پیاده‌گذاری دستورات فوری را در نیمه‌شب دریافت کرد.

the artillery battalion provided crucial support during the battle.

نیروی گاردی نیروی پیاده‌گذاری در طول جنگ حمایت حیاتی فراهم کرد.

we need to increase battalion strength before the next offensive.

ما باید قدرت نیروی پیاده‌گذاری را قبل از حمله بعدی افزایش دهیم.

the battalion-size unit completed its training successfully.

واحد نیروی پیاده‌گذاری با اندازه نیروی پیاده‌گذاری با موفقیت آموزش خود را کامل کرد.

his father served as a battalion commander in the last war.

پدر او در جنگ گذشته به عنوان فرمانده نیروی پیاده‌گذاری خدمت کرد.

the battalions moved into position under cover of darkness.

نیروهای پیاده‌گذاری در پوشش تاریکی به موضع خود حرکت کردند.

three battalions combined forces for the final assault.

سه نیروی پیاده‌گذاری برای حمله نهایی قوا خود را ترکیب کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید