bedazzling

[ایالات متحده]/bɛˈdæzlɪŋ/
[بریتانیا]/biˈdæsəlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را خیره یا گیج کردن
adj. فوق‌العاده تأثیرگذار یا خیره‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

bedazzling beauty

زیبای خیره‌کننده

bedazzling display

نمایش خیره‌کننده

bedazzling performance

اجرای خیره‌کننده

bedazzling smile

لبخند خیره‌کننده

a bedazzling sight

صحنه ای خیره کننده

bedazzling decorations

تزئینات خیره کننده

a bedazzling success

موفقیت خیره کننده

bedazzling talent

استعداد خیره کننده

جملات نمونه

the bedazzling lights of the city captivated everyone.

نورهای خیره‌کننده شهر، هر کسی را مجذوب خود کرد.

she wore a bedazzling gown to the gala.

او یک لباس خیره‌کننده به مهمانی شام پوشیده بود.

the bedazzling performance left the audience in awe.

اجرای خیره‌کننده باعث شد مخاطبان شگفت‌زده شوند.

his bedazzling smile lit up the room.

لبخند خیره‌کننده او، اتاق را روشن کرد.

the bedazzling jewels sparkled under the lights.

جواهرات خیره‌کننده زیر نورها می‌درخشیدند.

her bedazzling talent in singing impressed everyone.

استعداد خیره‌کننده او در آواز، همه را تحت تاثیر قرار داد.

the bedazzling sunset painted the sky in vibrant colors.

غروب خورشید خیره‌کننده آسمان را با رنگ‌های زنده نقاشی کرد.

he gave a bedazzling speech that inspired many.

او یک سخنرانی خیره‌کننده ایراد کرد که الهام بخش بسیاری شد.

the bedazzling fireworks lit up the night sky.

آتش‌بازی خیره‌کننده آسمان شب را روشن کرد.

her bedazzling creativity shone through in her artwork.

خلاقیت خیره‌کننده او در آثار هنری‌اش به چشم می‌آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید