bedazzling beauty
زیبای خیرهکننده
bedazzling display
نمایش خیرهکننده
bedazzling performance
اجرای خیرهکننده
bedazzling smile
لبخند خیرهکننده
a bedazzling sight
صحنه ای خیره کننده
bedazzling decorations
تزئینات خیره کننده
a bedazzling success
موفقیت خیره کننده
bedazzling talent
استعداد خیره کننده
the bedazzling lights of the city captivated everyone.
نورهای خیرهکننده شهر، هر کسی را مجذوب خود کرد.
she wore a bedazzling gown to the gala.
او یک لباس خیرهکننده به مهمانی شام پوشیده بود.
the bedazzling performance left the audience in awe.
اجرای خیرهکننده باعث شد مخاطبان شگفتزده شوند.
his bedazzling smile lit up the room.
لبخند خیرهکننده او، اتاق را روشن کرد.
the bedazzling jewels sparkled under the lights.
جواهرات خیرهکننده زیر نورها میدرخشیدند.
her bedazzling talent in singing impressed everyone.
استعداد خیرهکننده او در آواز، همه را تحت تاثیر قرار داد.
the bedazzling sunset painted the sky in vibrant colors.
غروب خورشید خیرهکننده آسمان را با رنگهای زنده نقاشی کرد.
he gave a bedazzling speech that inspired many.
او یک سخنرانی خیرهکننده ایراد کرد که الهام بخش بسیاری شد.
the bedazzling fireworks lit up the night sky.
آتشبازی خیرهکننده آسمان شب را روشن کرد.
her bedazzling creativity shone through in her artwork.
خلاقیت خیرهکننده او در آثار هنریاش به چشم میآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید