bedrest

[ایالات متحده]/ˈbedrest/
[بریتانیا]/ˈbedrɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل استراحت یا ماندن در تخت، به ویژه برای بازتوانی یا درمان پزشکی
شکل‌های واژه
جمعbedrests

عبارات و ترکیب‌ها

strict bedrest

خواب در تخت

complete bedrest

خواب کامل در تخت

partial bedrest

خواب جزئی در تخت

prolonged bedrest

خواب طولانی در تخت

bedrest required

خواب در تخت ضروری است

ordered bedrest

خواب در تخت فرمان داده شده

mandatory bedrest

خواب در تخت اجباری

on bedrest

در خواب تخت

prescribed bedrest

خواب در تخت تجویز شده

bedrest ordered

خواب در تخت فرمان داده شده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید