| جمع | bedsers |
the bedser made the beds quickly and efficiently.
بُدسر به سرعت و به طریق کارآمد پتوها را تنظیم کرد.
our hotel's bedser always leaves fresh towels for guests.
بُدسر هتل ما همیشه رُمیزهای تازه را برای مهمانان باقی میگذارد.
the bedser checked all the rooms for cleanliness standards.
بُدسر تمام اتاقها را برای استانداردهای تمیزی بررسی کرد.
a skilled bedser can turn over a room in under fifteen minutes.
یک بُدسر ماهر میتواند یک اتاق را در کمتر از پانزده دقیقه آماده کند.
the head bedser trained the new employees thoroughly.
سر بُدسر کارکنان جدید را به طور کامل آموزش داد.
we need an additional bedser during the holiday season.
ما در فصل تعطیلات نیاز به یک بُدسر اضافی داریم.
the bedser's cart was full of clean linens and supplies.
کارت بُدسر پر از پارچههای تمیز و تجهیزات بود.
our bedser is extremely thorough with every detail.
بُدسر ما در تمام جزئیات بسیار دقیق است.
the bedser replaced all the worn-out sheets with fresh ones.
بُدسر تمام پتوهای فرسوده را با پتوهای تازه جایگزین کرد.
professional bedsers maintain high standards of hotel hygiene.
بُدسرهای حرفهای استانداردهای بالای بهداشت هتل را حفظ میکنند.
the bedser organized the supply closet systematically.
بُدسر با روش منظمی دارخانه تجهیزات را سازماندهی کرد.
guests frequently commend the bedser for excellent service.
مهمانان به طور مکرر بُدسر را به خاطر خدمات بسیار خوبش تحسین میکنند.
the bedser worked early morning shifts to prepare rooms.
بُدسر شیفتهای صبح زود را برای آمادهسازی اتاقها کار کرد.
the bedser made the beds quickly and efficiently.
بُدسر به سرعت و به طریق کارآمد پتوها را تنظیم کرد.
our hotel's bedser always leaves fresh towels for guests.
بُدسر هتل ما همیشه رُمیزهای تازه را برای مهمانان باقی میگذارد.
the bedser checked all the rooms for cleanliness standards.
بُدسر تمام اتاقها را برای استانداردهای تمیزی بررسی کرد.
a skilled bedser can turn over a room in under fifteen minutes.
یک بُدسر ماهر میتواند یک اتاق را در کمتر از پانزده دقیقه آماده کند.
the head bedser trained the new employees thoroughly.
سر بُدسر کارکنان جدید را به طور کامل آموزش داد.
we need an additional bedser during the holiday season.
ما در فصل تعطیلات نیاز به یک بُدسر اضافی داریم.
the bedser's cart was full of clean linens and supplies.
کارت بُدسر پر از پارچههای تمیز و تجهیزات بود.
our bedser is extremely thorough with every detail.
بُدسر ما در تمام جزئیات بسیار دقیق است.
the bedser replaced all the worn-out sheets with fresh ones.
بُدسر تمام پتوهای فرسوده را با پتوهای تازه جایگزین کرد.
professional bedsers maintain high standards of hotel hygiene.
بُدسرهای حرفهای استانداردهای بالای بهداشت هتل را حفظ میکنند.
the bedser organized the supply closet systematically.
بُدسر با روش منظمی دارخانه تجهیزات را سازماندهی کرد.
guests frequently commend the bedser for excellent service.
مهمانان به طور مکرر بُدسر را به خاطر خدمات بسیار خوبش تحسین میکنند.
the bedser worked early morning shifts to prepare rooms.
بُدسر شیفتهای صبح زود را برای آمادهسازی اتاقها کار کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید