beggaries

[ایالات متحده]/ˈbeg.ə.riz/
[بریتانیا]/bɛˈɡɛriːz/

ترجمه

n. وضعیت یا حالت بودن در فقر شدید؛ فقر.؛ عمل گدایی برای پول یا غذا.؛ چیزی که پست، بی‌ارزش یا تحقیرآمیز است؛ پستی.

عبارات و ترکیب‌ها

beggaries and mendicancy

تمنا و گدایی

systemic beggaries

تمناهای سیستمی

rise in beggaries

افزایش تمنا

causes of beggaries

علت های تمنا

جملات نمونه

the beggaries of the street were hard to ignore.

بی خانمانی و فقر در خیابان ها انکار نشدنی بود.

she felt pity for the beggaries she saw every day.

او برای بی خانمانانی که هر روز می دید متاسف بود.

his stories about the beggaries of the city were eye-opening.

داستان های او در مورد بی خانمانی در شهر بسیار روشنگر بود.

many people choose to help with beggaries in their community.

بسیاری از مردم انتخاب می کنند به بی خانمانان در جامعه خود کمک کنند.

the documentary highlighted the beggaries faced by the homeless.

مستند بر بی خانمانی که افراد بی سرپناه با آن مواجه هستند، تأکید کرد.

addressing the beggaries requires a collective effort.

رسیدگی به بی خانمانی نیاز به یک تلاش جمعی دارد.

she volunteered to assist those involved in beggaries.

او داوطلب شد تا به کسانی که در بی خانمانی دخیل بودند کمک کند.

understanding the reasons behind beggaries is crucial.

درک دلایل بی خانمانی بسیار مهم است.

government policies can impact the prevalence of beggaries.

سیاست های دولتی می تواند بر شیوع بی خانمانی تأثیر بگذارد.

the artist depicted the beggaries in her latest work.

هنرمند بی خانمانی را در آخرین اثر خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید