beg for
برای درخواست کردن
beg your pardon
ببخشید
go begging
گدایی کردن
beg off
از انجام دادن امتناع کردن
beg one's pardon
ببخشید
the boy was screaming and begging for mercy.
پسر فریاد میزد و برای ترحم درخواست میکرد.
derelicts begging for change;
بیپناهانی که برای پول درخواست میکنند;
we have to go cap in hand begging for funds.
ما باید با کلاه در دست درخواست بودجه کنیم.
The Depression reduced many to begging on street corners.
رکود بسیاری را به جایی رساند که در گوشههای خیابان گدایی میکردند.
Her eyes are begging for an answer.
چشمانش درخواست پاسخ میدهند.
They went from house to house, begging the people for bread.
آنها از خانه به خانه میرفتند و از مردم درخواست نان میکردند.
Things have come to a pretty pass when children are begging in the streets.
وقتی بچهها در خیابان گدایی میکنند، اوضاع به چنین حالتی رسیده است.
He had come down to begging when his father found him.
وقتی پدرش او را پیدا کرد، به جایی رسیده بود که گدایی میکرد.
Meanwhile, Anne has been begging Muttonchops and Girlboy to help her take care of the mutant boyfriend from Hell's poultry farm.
در همین حال، آنه از متونچپس و گرل بوی درخواست کرده است که به او کمک کنند از مزرعه طیور پسر دوست پسر جهنمی مراقبت کند.
Nothing was more calculated to annoy Halidome than to tell him he was"begging the question", for he prided himself on being strong in logic.
هیچ چیز بیشتر از این که به او بگوییم که "پرسش را درخواست میکند"، باعث آزار هالی دوم نمیشد، زیرا او به خود میبالید که در منطق قوی است.
One day Tom was in the act of dosing the crack when his aunt's yellow cat came along, purring, eying the teaspoon avariciously, and begging for a taste.
یک روز تام در حال دادن دارو به شکاف بود که گربه زرد عمهاش با خرخر، با نگاهی طمعکارانه به قاشق نگاه کرد و درخواست یک لقمه کرد.
And therefore to her parish, she was begging back her way.
بنابراین، به پارکش بازگشت و درخواست کمک میکرد.
منبع: British Original Language Textbook Volume 3Again it adds force or emphasis, but it's not begging.
باز هم، این به معنای تأکید یا قدرت است، اما به معنای خواهش کردن نیست.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonAnd therefore to her parish, she was begging back her way.
بنابراین، به پارکش بازگشت و درخواست کمک میکرد.
منبع: UK original primary school Chinese language classThe government had promised to stop this begging in the streets by 2015.
دولت قول داده بود که تا سال 2015 این خواهش کردن در خیابانها را متوقف کند.
منبع: VOA Special April 2014 CollectionAnd the forest was weeping tears of sap begging to be saved.
و جنگل با اشکهای رزین، درخواست نجات داشت.
منبع: Celebrity Speech CompilationHeidi couldn't even finish her second drink before she was begging me to come upstairs.
هیدی حتی نتوانست لیوان دومش را تمام کند قبل از اینکه از من خواهش کرد به طبقه بالا بروم.
منبع: Out of Control Season 3Disabled, most rely on street begging to sustain them.
معلولین، بیشتر به خواهش کردن در خیابان متکی هستند تا خود را حفظ کنند.
منبع: VOA Standard June 2015 CollectionI am begging you to tell them.
از شما خواهش میکنم به آنها بگویید.
منبع: Modern Family - Season 10I don't think begging will work either.
فکر نمیکنم خواهش کردن هم جواب بدهد.
منبع: Little Bear CharlieI'm begging you to make that call!
از شما خواهش میکنم آن تماس را انجام دهید!
منبع: Modern Family - Season 07لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید