donate

[ایالات متحده]/dəʊˈneɪt/
[بریتانیا]/ˈdoʊneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مشارکت کردن؛ به عنوان هدیه ارائه دادن
vi. مشارکت کردن؛ به عنوان هدیه ارائه دادن
n. مشارکت؛ ارائه به عنوان هدیه

عبارات و ترکیب‌ها

donate money

اهدا پول

جملات نمونه

donate blood to a blood bank

اهدای خون به یک بانک خون

they donated £400 to the hospice.

آنها 400 پوند به مرکز مراقتی اهدا کردند.

donated the whole caboodle.

کل آن را اهدا کردند.

Actually, we not only donate for the earthquake in China, but also donate for the cyclon in Myanma.

در واقع، ما نه تنها برای زلزله در چین کمک می کنیم، بلکه برای طوفان در میانمار نیز کمک می کنیم.

Every last dollar was donated to charity.

هر دلار به خیریه اهدا شد.

The businessman donated a lot of money to the hospital.

تاجر مقدار زیادی پول به بیمارستان اهدا کرد.

He donated to cancer research.

او به تحقیقات سرطان کمک کرد.

A private benefactor donated £20000.

یک خیرخواه خصوصی 20000 پوند اهدا کرد.

She has donated money to establish a pharmaceutical laboratory.

او پول اهدا کرده است تا یک آزمایشگاه داروسازی ایجاد کند.

the proceeds will be donated to an Aids awareness charity.

درآمدها به یک خیریه آگاهی‌رسانی ایدز اهدا خواهد شد.

employees who donate money to charity will receive tax relief.

کارمندانی که به خیریه کمک می کنند، از معافیت مالیاتی برخوردار خواهند شد.

always poormouths when asked to donate to charity.

همیشه وقتی از آنها خواسته می شود به خیریه کمک کنند، خود را بد نشان می دهند.

Many people offered to donate blood and skin for the badly burnt worker.

بسیاری از مردم پیشنهاد کردند که خون و پوست به کارگر سوخته شده اهدا کنند.

Eric bent all his efforts to persuading them to donate some blankets.

اریک تمام تلاش خود را صرف متقاعد کردن آنها برای اهدا چند پتو کرد.

the government donated 4,000 kg of coffee for distribution among refugees.

دولت 4000 کیلوگرم قهوه برای توزیع بین آوارگان اهدا کرد.

They used to donate large sum of money to the Red Cross every year.

آنها هر سال مبلغ زیادی پول به صلیب سرخ اهدا می کردند.

Art and rugby may seem strange bedfellows, but the local rugby club donated £2000 to help fund an art exhibition.

هنر و راگبی ممکن است به نظر هم بسترهای عجیب و غریب به نظر برسند، اما باشگاه راگبی محلی مبلغ 2000 پوند اهدا کرد تا از برگزاری یک نمایشگاه هنری حمایت کند.

An audiologist from the US donated sound testing equipment and trained DPF staff to use the equipment.

یک شنوایی شناس از ایالات متحده تجهیزات تست صدا اهدا کرد و کارکنان DPF را برای استفاده از تجهیزات آموزش داد.

{0>(2)Property donated by legator, legatee(s), or heir(s) to public organizations or businesses fully owned by the government;

{0>(2) املاکی که توسط وکیل، ذینفع(ها) یا وارث(ها) به سازمان های عمومی یا مشاغل متعلق به دولت اهدا شده است;

نمونه‌های واقعی

The mattresses will be donated to charities.

تشک‌ها به خیریه‌ها اهدا خواهند شد.

منبع: CNN Selected August 2016 Collection

We refurbish them and then we donate them.

ما آن‌ها را تعمیر و بازسازی می‌کنیم و سپس آن‌ها را اهدا می‌کنیم.

منبع: CNN 10 Student English Compilation August 2019

Don't panic. You haven't donated anything yet.

نگران نباشید. شما هنوز چیزی اهدا نکرده‌اید.

منبع: Modern Family - Season 03

I really appreciate you donating this stuff.

من واقعاً از اینکه این وسایل را اهدا کردید سپاسگزارم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

The Citadel of Ricks Redevelopment Fund donates...- Morty, he's not gonna donate.

صندوق بازسازی قلعه ریک اهدا می‌کند...- مورتی، او اهدا نخواهد کرد.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Scott wrote about her decision to donate the money on Medium.

اسکات در مورد تصمیم او برای اهدا پول در مدیوم نوشت.

منبع: VOA Slow English - America

The Red Cross refused to let black people donate blood.

انجمن سرخ‌رنگ از دادن خون به مردم سیاهپوست امتناع کرد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

You know, a lot of people would say you should just donate them.

می‌دانید، بسیاری از مردم می‌گویند که باید آن‌ها را اهدا کنید.

منبع: Humor University

He also invented Mobile Blood Donation Stations known as Blood Mobiles.

او همچنین ایستگاه‌های اهدای خون سیار که به عنوان Blood Mobiles شناخته می‌شوند را اختراع کرد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Countries like France go even further, requiring that many supermarkets donate unsold food.

کشورهایی مانند فرانسه حتی بیشتر پیش می‌روند و می‌خواهند بسیاری از سوپرمارکت‌ها غذاهای نفروخته را اهدا کنند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید