pleading eyes
چشمهای التماسآمیز
pleading guilty
گناهکارانه درخواست کردن
pleading for mercy
درخواست بخشش
a pleading by the plaintiff in reply to the defendant's rebutter.
اظهاراتی از طرف خواهان در پاسخ به رد دفاعیه متهم.
pleading the rights of the unemployed
خواستار شدن از حقوق بیکاران
His pleading melted her.
التماس او او را تحت تاثیر قرار داد.
the urgency of the call for help; pleading with urgency.
فوریت درخواست کمک؛ درخواست با فوریت
debased himself by pleading with the captors;
او با التماس به اسیران، خود را پست کرد.
She went down on her knees, pleading for mercy.
او روی زانوهایش رفت و برای رحمت خواهش کرد.
Therefore in the construction contract uses the advanced payment, the contractor may exercise unassured pleadings to guard project funds is delayed in payment.
بنابراین در قرارداد ساختمانی از پرداخت پیش پرداخت استفاده می شود، پیمانکار ممکن است برای محافظت از بودجه پروژه در برابر تاخیر در پرداخت، ادعاهای غیرقابل اطمینان ارائه دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید