behaviorists

[ایالات متحده]/beɪheɪˈvɪərɪsts/
[بریتانیا]/bəˌhaɪbiərˈɪsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که رفتار را مطالعه می‌کنند و چگونگی یادگیری آن را بررسی می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

behaviorists' theories

تئوری‌های رفتارگرایان

influential behaviorists

رفتارگرایان تأثیرگذار

study of behaviorists

مطالعه رفتارگرایان

behaviorists' approach

رویکرد رفتارگرایان

competing behaviorists

رفتارگرایان رقیب

early behaviorists

رفتارگرایان اولیه

behaviorists' views

دیدگاه‌های رفتارگرایان

leading behaviorists

رهبران رفتارگرایان

behaviorists' methods

روش‌های رفتارگرایان

modern behaviorists

رفتارگرایان مدرن

جملات نمونه

behaviorists study the ways animals learn.

رفتارشناسان نحوه یادگیری حیوانات را مطالعه می‌کنند.

many behaviorists focus on observable actions.

بسیاری از رفتارشناسان بر اعمال قابل مشاهده تمرکز می‌کنند.

behaviorists often use reinforcement techniques.

رفتارشناسان اغلب از تکنیک‌های تقویت استفاده می‌کنند.

some behaviorists challenge traditional psychological theories.

برخی از رفتارشناسان نظریه‌های روان‌شناختی سنتی را به چالش می‌کشند.

behaviorists believe that behavior can be measured.

رفتارشناسان معتقدند که می‌توان رفتار را اندازه‌گیری کرد.

behaviorists emphasize the role of the environment.

رفتارشناسان بر نقش محیط تأکید می‌کنند.

many behaviorists work in educational settings.

بسیاری از رفتارشناسان در محیط‌های آموزشی کار می‌کنند.

behaviorists often conduct experiments with animals.

رفتارشناسان اغلب آزمایش‌هایی با حیوانات انجام می‌دهند.

some behaviorists apply their findings to therapy.

برخی از رفتارشناسان یافته‌های خود را در درمان به کار می‌برند.

behaviorists argue that behavior is a result of conditioning.

رفتارشناسان استدلال می‌کنند که رفتار نتیجه شرطی‌سازی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید