bejewelled

[ایالات متحده]/bɪˈdʒuːəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

زینت داده شده با جواهرات.

جملات نمونه

Writing about the “Throne of the Mughal”, a tableau with dozens of enamelled and bejewelled figures, he states that the ruler is an “imaginary Asian”.

در مورد «تاج و تخت مغول»، یک تابلوی نقاشی با ده‌ها شخصیت منقش و جواهرنشان، او بیان می‌کند که حاکم یک «آسیایی خیالی» است.

The character has access to whatever he or she needs on a daily basis, although large expenditures (a bejewelled suit of armour, a longship, a gala ball, entertaining the king, etc.) should be rare.

شخصیت به هر آنچه در طول روز نیاز دارد دسترسی دارد، اگرچه هزینه‌های بزرگ (یک زره منقش، یک کشتی بلند، یک مهمانی شام، سرگرمی شاه و غیره) باید نادر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید