beleives

[ایالات متحده]/bɪˈliːvz/
[بریتانیا]/bɪˈliːvz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پذیرفتن چیزی که درست یا وجود دارد

جملات نمونه

she believes in herself and her abilities.

او در خود و توانایی‌هایش باور دارد.

he firmly believes that honesty is the best policy.

او باور دارد که صداقت بهترین سیاست است.

the scientist believes in the power of research.

دانشمند در قدرت تحقیق باور دارد.

they strongly believe in protecting the environment.

آن‌ها باور قوی‌ای به حفظ محیط زیست دارند.

my grandmother believes in traditional values.

مادربزرگ من در ارزش‌های سنتی باور دارد.

he blindly believes everything he reads online.

او به هر چیزی که آنلاین می‌خواند باور دارد.

the priest believes in god's mercy.

پастور در رحمت خدا باور دارد.

she truly believes that love conquers all.

او واقعاً باور دارد که عشق همه چیز را غلبه می‌کند.

many people believe in destiny or fate.

بسیاری از افراد در قدرت مقدر یا مسیر زندگی باور دارند.

he honestly believes he can change the world.

او صادقانه باور دارد که می‌تواند جهان را تغییر دهد.

the teacher believes in every student's potential.

معلم در پتانسیل هر دانش‌آموز باور دارد.

they genuinely believe their plan will succeed.

آن‌ها واقعاً باور دارند که برنامه‌شان موفق خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید