bellarmine

[ایالات متحده]/ˈbɛlɑːrmaɪn/
[بریتانیا]/ˌbɛləˈmaɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بطری شراب با شکل متمایز و گردن باریک؛ نام یک شخص.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

bellarmine university

دانشگاه بلارمین

bellarmine jesuit tradition

سنّت جزیی بلارمین

a bellarmine student

یک دانشجوی بلارمین

bellarmine alumni network

شبکه فارغ‌التحصیلان بلارمین

bellarmine campus life

زندگی پردیس بلارمین

attend bellarmine college

حضور در کالج بلارمین

bellarmine basketball team

تیم بسکتبال بلارمین

جملات نمونه

the bellarmine is often used in historical reenactments.

بِلارمینه اغلب در بازسازی‌های تاریخی استفاده می‌شود.

many collectors seek out rare bellarmine pottery.

بسیاری از کلکسیونرها به دنبال ظروف سفالی بلارمینه کمیاب هستند.

bellarmine jugs were popular in the 16th century.

دوغاب‌های بلارمینه در قرن شانزدهم محبوب بودند.

he displayed his bellarmine collection proudly.

او مجموعه‌اش از بلارمینه را با افتخار به نمایش گذاشت.

the bellarmine has a unique design that attracts attention.

بِلارمینه دارای طراحی منحصر به فردی است که توجه را به خود جلب می‌کند.

she found a beautiful bellarmine at the antique shop.

او یک بلارمینه زیبا در مغازه عتیقه‌فروشی پیدا کرد.

bellarmine vessels were often used for storing beer.

ظروف بلارمینه اغلب برای نگهداری آبجو استفاده می‌شدند.

he wrote a book about the history of bellarmine jugs.

او کتابی در مورد تاریخچه دوغاب‌های بلارمینه نوشت.

the bellarmine's shape is distinctive and easily recognizable.

شکل بِلارمینه متمایز و به راحتی قابل تشخیص است.

during the tour, they explained the significance of bellarmine pottery.

در طول تور، آن‌ها اهمیت ظروف سفری بلارمینه را توضیح دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید