benignancies

[ایالات متحده]/bɪˈdʒaɪnənsiːz/
[بریتانیا]/biˈdʒaɪnənsɪz/

ترجمه

n. کیفیت مهربانی و سخاوت.

عبارات و ترکیب‌ها

removal of benignancies

حذف خوش‌خوابی‌ها

detection of benignancies

تشخیص خوش‌خوابی‌ها

monitoring of benignancies

نظارت بر خوش‌خوابی‌ها

treatment for benignancies

درمان خوش‌خوابی‌ها

occurrence of benignancies

وقوع خوش‌خوابی‌ها

history of benignancies

سابقه خوش‌خوابی‌ها

جملات نمونه

benignancies are often mistaken for more serious conditions.

خوش‌خوابی‌ها اغلب با شرایط جدی‌تر اشتباه گرفته می‌شوند.

doctors often monitor benignancies to ensure they do not change.

پزشکان اغلب خوش‌خوابی‌ها را برای اطمینان از عدم تغییر آن‌ها رصد می‌کنند.

the benignancies found in the biopsy were a relief to the patient.

خوش‌خوابی‌هایی که در نمونه‌برداری با सूई یافت شد، برای بیمار تسکین‌بخش بود.

understanding the nature of benignancies can help reduce anxiety.

درک ماهیت خوش‌خوابی‌ها می‌تواند به کاهش اضطراب کمک کند.

many benignancies do not require any treatment at all.

بسیاری از خوش‌خوابی‌ها اصلاً به هیچ درمانی نیاز ندارند.

regular check-ups can help identify benignancies early.

معاینات منظم می‌تواند به شناسایی زودهنگام خوش‌خوابی‌ها کمک کند.

benignancies can sometimes cause discomfort but are not life-threatening.

خوش‌خوابی‌ها گاهی اوقات می‌توانند باعث ناراحتی شوند، اما تهدید کننده حیات نیستند.

research continues to explore the causes of various benignancies.

تحقیقات ادامه دارد تا علل خوش‌خوابی‌های مختلف را بررسی کند.

patients with benignancies often feel relieved after receiving a diagnosis.

بیماران مبتلا به خوش‌خوابی اغلب پس از دریافت تشخیص احساس تسکین می‌کنند.

benignancies can occur in various tissues throughout the body.

خوش‌خوابی‌ها می‌توانند در بافت‌های مختلف در سراسر بدن رخ دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید