benzines

[ایالات متحده]/ˈbɛnzɪn/
[بریتانیا]/ˈbɛzˌiːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی بنزین; سوخت مایع فرار که از نفت خام مشتق شده است.

جملات نمونه

benzine is commonly used as a fuel for vehicles.

بنزین معمولاً به عنوان سوخت برای وسایل نقلیه استفاده می‌شود.

many industries rely on benzine for their production processes.

صنایع زیادی برای فرآیندهای تولید خود به بنزین متکی هستند.

it is important to handle benzine with care due to its flammability.

به دلیل قابلیت اشتعال، handling benzine با احتیاط مهم است.

the smell of benzine can be quite strong in an enclosed space.

بوی بنزین در یک فضای بسته می‌تواند بسیار قوی باشد.

benzine is often used as a solvent in laboratories.

بنزین اغلب به عنوان حلال در آزمایشگاه‌ها استفاده می‌شود.

some people are allergic to benzine and should avoid exposure.

برخی از افراد به بنزین حساسیت دارند و باید از قرار گرفتن در معرض آن خودداری کنند.

proper ventilation is necessary when working with benzine.

هنگام کار با بنزین، تهویه مناسب ضروری است.

benzine can be harmful if ingested or inhaled.

بنزین در صورت بلعیده شدن یا استنشاق می‌تواند مضر باشد.

the production of benzine involves complex chemical processes.

تولید بنزین شامل فرآیندهای شیمیایی پیچیده است.

safety equipment is essential when handling benzine.

تجهیزات ایمنی هنگام handling benzine ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید