| جمع | berras |
said berra
بِررا گفت
asked berra
بِررا پرسید
berra replied
بِررا پاسخ داد
berra exclaimed
بِررا با شوق گفت
berra noted
بِررا یادآور شد
as berra said
همانگونه که بِررا گفت
berra thought
بِررا فکر میکرد
berra wondered
بِررا شگفت زده بود
with berra
همراه بِررا
berra knows
بِررا میداند
the defense lawyer berated the witness for his inconsistent testimony.
دادستان دفاعی بازپرس را به دلیل عدم تطابق گواهیدهی مورد انتقاد قرار داد.
she berated herself for making such a careless mistake.
او خود را به دلیل این که چنین خطا غلطی کرده بود مورد انتقاد قرار داد.
his parents berated him for coming home late last night.
والدین او را به دلیل اینکه شب گذشته دیر به خانه آمده بود مورد انتقاد قرار دادند.
the manager publicly berated the employee in front of the entire team.
مدیر کارکنان را در حضور تمامی تیم به صورت عمومی مورد انتقاد قرار داد.
stop berating your brother; he didn't mean to break the vase.
از انتقاد به برادرت خود دست کشید؛ او قصد شکستن گلابی را نداشت.
the online community berated the company for its poor customer service.
جامعه آنلاین شرکت را به دلیل خدمات مشتریان ضعیف مورد انتقاد قرار داد.
he was drunk and began berating a stranger at the bar.
او نیمهخوابیده بود و در بار شروع به انتقاد به یک ناشناس کرد.
critics berated the film for its weak plot and terrible acting.
انتقادات فیلم را به دلیل داستان ضعیف و بازیهای بسیار بد مورد انتقاد قرار دادند.
she berated the contractor for failing to meet the project deadline.
او مهندس پیمانکار را به دلیل عدم رعایت مهلت پروژه مورد انتقاد قرار داد.
it is counterproductive to constantly berate children for bad grades.
همیشه انتقاد به کودکان به دلیل نمرات بد تولید کننده نتیجهای مفید نیست.
the referee was berated by angry fans after the controversial call.
پس از اعلام قضاوت مورد انتقاد قرار گرفت که توسط هواداران خشمگی انجام شد.
don't berate yourself over things that are beyond your control.
از انتقاد به خود در مورد اموری که فراتر از کنترل شماست پرهیز کنید.
said berra
بِررا گفت
asked berra
بِررا پرسید
berra replied
بِررا پاسخ داد
berra exclaimed
بِررا با شوق گفت
berra noted
بِررا یادآور شد
as berra said
همانگونه که بِررا گفت
berra thought
بِررا فکر میکرد
berra wondered
بِررا شگفت زده بود
with berra
همراه بِررا
berra knows
بِررا میداند
the defense lawyer berated the witness for his inconsistent testimony.
دادستان دفاعی بازپرس را به دلیل عدم تطابق گواهیدهی مورد انتقاد قرار داد.
she berated herself for making such a careless mistake.
او خود را به دلیل این که چنین خطا غلطی کرده بود مورد انتقاد قرار داد.
his parents berated him for coming home late last night.
والدین او را به دلیل اینکه شب گذشته دیر به خانه آمده بود مورد انتقاد قرار دادند.
the manager publicly berated the employee in front of the entire team.
مدیر کارکنان را در حضور تمامی تیم به صورت عمومی مورد انتقاد قرار داد.
stop berating your brother; he didn't mean to break the vase.
از انتقاد به برادرت خود دست کشید؛ او قصد شکستن گلابی را نداشت.
the online community berated the company for its poor customer service.
جامعه آنلاین شرکت را به دلیل خدمات مشتریان ضعیف مورد انتقاد قرار داد.
he was drunk and began berating a stranger at the bar.
او نیمهخوابیده بود و در بار شروع به انتقاد به یک ناشناس کرد.
critics berated the film for its weak plot and terrible acting.
انتقادات فیلم را به دلیل داستان ضعیف و بازیهای بسیار بد مورد انتقاد قرار دادند.
she berated the contractor for failing to meet the project deadline.
او مهندس پیمانکار را به دلیل عدم رعایت مهلت پروژه مورد انتقاد قرار داد.
it is counterproductive to constantly berate children for bad grades.
همیشه انتقاد به کودکان به دلیل نمرات بد تولید کننده نتیجهای مفید نیست.
the referee was berated by angry fans after the controversial call.
پس از اعلام قضاوت مورد انتقاد قرار گرفت که توسط هواداران خشمگی انجام شد.
don't berate yourself over things that are beyond your control.
از انتقاد به خود در مورد اموری که فراتر از کنترل شماست پرهیز کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید