betterment

[ایالات متحده]/'betəm(ə)nt/
[بریتانیا]/'bɛtɚmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بهبود; تقویت; پیشرفت.

جملات نمونه

they believed that what they were doing was vital for the betterment of society.

آنها معتقد بودند که آنچه انجام می دادند برای بهبود جامعه حیاتی است.

The costs of additions and betterments are capitalized and expenditures for repairs and maintenance are expensed in the period incurred.

هزینه های اضافه ها و بهبودها سرمایه گذاری می شود و هزینه های تعمیر و نگهداری در دوره ای که متحمل می شوند، هزینه می شود.

Compared to the traditional technique of agent program's planting and activation, it has betterments in realism and privacy.It also has some innovation in the ways and means.

در مقایسه با تکنیک سنتی کاشت و فعال سازی برنامه عامل، در واقع گرایی و حریم خصوصی بهبودهایی وجود دارد. همچنین نوآوری هایی در روش ها و راه ها وجود دارد.

for the betterment of society

برای بهبود جامعه

betterment of the environment

بهبود محیط زیست

betterment of one's health

بهبود سلامتی فرد

betterment of living conditions

بهبود شرایط زندگی

betterment of education system

بهبود سیستم آموزشی

betterment of working conditions

بهبود شرایط کاری

betterment of communication skills

بهبود مهارت های ارتباطی

betterment of mental well-being

بهبود سلامت روان

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید