bhajis

[ایالات متحده]/bɑːdʒɪz/
[بریتانیا]/ba-jis/

ترجمه

n. فریت‌های جنوب آسیایی، که معمولاً با غوطه‌ور کردن سبزیجات در خمیر و سرخ کردن عمیق تهیه می‌شوند.; میان‌وعده‌ها یا پیش‌غذاهای خوشمزه از جنوب آسیا، که اغلب شامل سبزیجات یا سایر مواد معطر و سرخ شده هستند.; نوعی پنکیک پیاز سرخ شده که به‌طور آنلاین محبوب است.

جملات نمونه

we ordered a platter of bhajis for the appetizer.

ما یک بشقاب bhajis برای پیش غذا سفارش دادیم.

bhajis are a popular snack in indian cuisine.

bhajis یک میان وعده محبوب در آشپزی هندی هستند.

she loves to serve bhajis with mint chutney.

او عاشق سرو bhajis با چاتنی نعناع است.

making bhajis requires a mix of spices and vegetables.

تهیه bhajis نیاز به ترکیبی از ادویه ها و سبزیجات دارد.

we enjoyed bhajis while watching the cricket match.

ما در حالی که مسابقه کریکت را تماشا می کردیم از bhajis لذت بردیم.

bhajis can be made with potatoes or onions.

bhajis را می توان با سیب زمینی یا پیاز تهیه کرد.

they served crispy bhajis at the party.

آنها bhajis ترد را در مهمانی سرو کردند.

bhajis are often enjoyed with a cup of tea.

اغلب از bhajis با یک فنجان چای لذت می برند.

he learned how to make bhajis from his grandmother.

او یاد گرفت که چگونه bhajis را از مادربزرگش درست کند.

at the festival, they sold bhajis by the dozen.

در جشنواره، آنها bhajis را به صورت دوجین می فروختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید