bibio

[ایالات متحده]/ˈbɪbɪəʊ/
[بریتانیا]/ˈbɪbɪoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنس مگس (خانواده Bibionidae)، معمولاً با پاهای پربرف.
شکل‌های واژه
جمعbibios

جملات نمونه

the librarian managed a vast biblio of rare medieval manuscripts.

کتابدار یک بیبلیوگرافی گسترده از مانوسکریپت‌های قرون وسطی نادر مدیریت کرد.

she downloaded a new biblio file to organize her e-book collection.

او یک فایل بیبلیوگرافی جدید دانلود کرد تا مجموعه کتاب‌های الکترونیکی خود را سازماندهی کند.

students searched the online biblio for relevant academic journals.

دانشجویان در بیبلیوگرافی آنلاین جستجو کردند تا مقالات علمی مرتبط را پیدا کنند.

the software uses a biblio key to decrypt the encrypted data.

نرم‌افزار از یک کلید بیبلیوگرافی برای رمزگشایی داده‌های رمزشده استفاده می‌کند.

his research includes a comprehensive biblio on climate change.

تحقیقات او شامل یک بیبلیوگرافی جامع درباره تغییرات اقلیمی می‌شود.

please attach the biblio records to the final report.

لطفاً رکوردهای بیبلیوگرافی را به گزارش نهایی پیوست دهید.

the museum opened a new biblio section for public viewing.

موزه یک بخش جدید بیبلیوگرافی را برای نمایش عمومی باز کرد.

we need to update the biblio metadata for these archives.

ما نیاز داریم مربوط به میتادتا بیبلیوگرافی این پرونده‌ها را به‌روز کنیم.

the professor recommended a specific biblio for further reading.

پروفسور یک بیبلیوگرافی خاص را برای مطالعه بیشتر توصیه کرد.

access to the digital biblio requires a valid library card.

دسترسی به بیبلیوگرافی دیجیتالی نیاز به یک کارت کتابخانه معتبر دارد.

the system flagged a duplicate biblio entry in the database.

سیستم یک ورودی تکراری بیبلیوگرافی در پایگاه داده را علامت‌گذاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید