many bibliomanias collect rare books.
بسیاری از کتابدوستان آثار کمیاب را جمعآوری میکنند.
his bibliomanias led him to spend all his savings on first editions.
عشق او به کتاب باعث شد تمام پس انداز خود را صرف نسخههای اولیه کند.
bibliomanias often attend book fairs to find unique items.
کتابدوستان اغلب در نمایشگاههای کتاب شرکت میکنند تا اقلام منحصر به فردی پیدا کنند.
she developed bibliomanias at a young age, visiting libraries frequently.
او در سن جوانی به کتابدوستی علاقه مند شد و اغلب از کتابخانهها بازدید میکرد.
bibliomanias may spend hours browsing through dusty shelves.
کتابدوستان ممکن است ساعتها در میان قفسههای پر از گرد و غبار جستجو کنند.
his bibliomanias were evident in his overflowing bookshelves.
عشق او به کتاب در قفسههای کتاب پر شدهاش آشکار بود.
she joined a club for bibliomanias to share her passion.
او برای به اشتراک گذاشتن اشتیاق خود، به یک باشگاه کتابدوستان پیوست.
many bibliomanias enjoy discussing their favorite authors.
بسیاری از کتابدوستان از بحث در مورد مورد علاقه خود لذت میبرند.
bibliomanias often have specific genres they focus on.
کتابدوستان اغلب ژانرهای خاصی را که روی آنها تمرکز میکنند، دارند.
his bibliomanias sometimes led him to buy duplicates of the same book.
عشق او به کتاب گاهی اوقات باعث میشد که او نسخههای تکراری از یک کتاب را بخرد.
many bibliomanias collect rare books.
بسیاری از کتابدوستان آثار کمیاب را جمعآوری میکنند.
his bibliomanias led him to spend all his savings on first editions.
عشق او به کتاب باعث شد تمام پس انداز خود را صرف نسخههای اولیه کند.
bibliomanias often attend book fairs to find unique items.
کتابدوستان اغلب در نمایشگاههای کتاب شرکت میکنند تا اقلام منحصر به فردی پیدا کنند.
she developed bibliomanias at a young age, visiting libraries frequently.
او در سن جوانی به کتابدوستی علاقه مند شد و اغلب از کتابخانهها بازدید میکرد.
bibliomanias may spend hours browsing through dusty shelves.
کتابدوستان ممکن است ساعتها در میان قفسههای پر از گرد و غبار جستجو کنند.
his bibliomanias were evident in his overflowing bookshelves.
عشق او به کتاب در قفسههای کتاب پر شدهاش آشکار بود.
she joined a club for bibliomanias to share her passion.
او برای به اشتراک گذاشتن اشتیاق خود، به یک باشگاه کتابدوستان پیوست.
many bibliomanias enjoy discussing their favorite authors.
بسیاری از کتابدوستان از بحث در مورد مورد علاقه خود لذت میبرند.
bibliomanias often have specific genres they focus on.
کتابدوستان اغلب ژانرهای خاصی را که روی آنها تمرکز میکنند، دارند.
his bibliomanias sometimes led him to buy duplicates of the same book.
عشق او به کتاب گاهی اوقات باعث میشد که او نسخههای تکراری از یک کتاب را بخرد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now